bungles

[ایالات متحده]/ˈbʌŋɡəlz/
[بریتانیا]/ˈbʌŋɡəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کار ناخوشایند یا بی‌مهارت
v. خراب کردن؛ ناتوانی در اتمام؛ به‌طرز ناخوشایند انجام دادن

عبارات و ترکیب‌ها

bungles tasks

اشتباه در انجام وظایف

bungles plans

اشتباه در برنامه‌ریزی

bungles jobs

اشتباه در انجام کارها

bungles decisions

اشتباه در تصمیم‌گیری

bungles projects

اشتباه در پروژه‌ها

bungles operations

اشتباه در عملیات

bungles events

اشتباه در رویدادها

bungles presentations

اشتباه در ارائه

bungles meetings

اشتباه در جلسات

جملات نمونه

he bungles every task he is given.

او در انجام هر کاری که به او محول می‌شود، دچار اشتباه می‌شود.

don't bungle the presentation this time.

این بار ارائه‌دهنده را خراب نکنید.

she bungled the recipe and burned the cake.

او دستور العمل را خراب کرد و کیک را سوخت.

they bungled the negotiations and lost the deal.

آنها مذاکرات را خراب کردند و معامله را از دست دادند.

he tends to bungle simple instructions.

او معمولاً دستورالعمل‌های ساده را خراب می‌کند.

we can't afford to bungle this project.

ما نمی‌توانیم این پروژه را خراب کنیم.

she always bungles her exams due to stress.

او همیشه به دلیل استرس در امتحانش خراب می‌کند.

it's easy to bungle things when you're in a hurry.

وقتی عجله دارید، خراب کردن چیزها آسان است.

the team bungled the final play and lost the game.

تیم بازی آخر را خراب کرد و بازی را باخت.

don't bungle the opportunity to impress your boss.

فرصت تحت تاثیر قرار دادن رئیس خود را خراب نکنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید