lapses

[ایالات متحده]/ˈlæpsɪz/
[بریتانیا]/ˈlæpsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خطاها یا اشتباهات; نقص‌های جزئی; انحرافات رفتاری; انحرافات از هنجار
v. به عقب برگشتن یا پسرفت کردن; از دست دادن

عبارات و ترکیب‌ها

memory lapses

خاطره‌بازی

time lapses

فاصله زمانی

lapses occur

وقوع لغزش‌ها

lapses in

لغزش در

lapses happen

اتفاق افتادن لغزش‌ها

lapses detected

تشخیص لغزش‌ها

lapses noted

یادداشت لغزش‌ها

lapses reported

گزارش لغزش‌ها

lapses identified

شناسایی لغزش‌ها

lapses analyzed

تجزیه و تحلیل لغزش‌ها

جملات نمونه

he experienced several lapses in memory during the meeting.

او در طول جلسه دچار چندین مورد فراموشی شد.

the teacher noticed lapses in the student's attention.

معلم متوجه کاهش توجه دانش آموز شد.

she apologized for her lapses in judgment.

او برای قضاوت هایش عذرخواهی کرد.

there were lapses in communication between the teams.

در ارتباطات بین تیم ها کمبودهایی وجود داشت.

his lapses in concentration affected his performance.

کاهش تمرکز او بر عملکردش تأثیر گذاشت.

the report highlighted lapses in safety protocols.

گزارش نشان داد که در پروتکل های ایمنی کمبودهایی وجود دارد.

after several lapses, she decided to seek help.

پس از چندین مورد فراموشی، او تصمیم گرفت کمک بخواهد.

lapses in the schedule caused delays in the project.

تغییرات در برنامه باعث تأخیر در پروژه شد.

he had lapses in his routine that made him feel off.

او در برنامه روزانه خود کمبودهایی داشت که باعث می شد احساس ناراحتی کند.

they discussed the lapses in their planning process.

آنها در مورد کمبودها در فرآیند برنامه ریزی خود بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید