burgeoned

[ایالات متحده]/ˈbɜːrdʒənd/
[بریتانیا]/ˈbər-dʒənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته participle از burgeon; به جوانه زدن یا رشد جدید بیرون آمدن; به سرعت توسعه یافتن;

عبارات و ترکیب‌ها

burgeoned growth

رشد چشمگیر

burgeoned interest

علاقه روزافزون

burgeoned demand

تقاضای رو به رشد

burgeoned population

جمعیت رو به رشد

burgeoned market

بازار در حال گسترش

burgeoned creativity

خلاقیت رو به افزایش

burgeoned influence

تاثیرگذاری رو به گسترش

burgeoned opportunities

فرصت‌های رو به رشد

burgeoned industry

صنعت در حال گسترش

burgeoned talent

استعدادهای در حال ظهور

جملات نمونه

the small town burgeoned into a bustling city.

شهر کوچک به یک شهر پر جنب و جوش تبدیل شد.

her interest in photography burgeoned after she took a class.

علاقه او به عکاسی پس از گذراندن یک کلاس شکوفا شد.

the tech industry has burgeoned in recent years.

صنعت فناوری در سال های اخیر شکوفا شده است.

as the economy improved, the number of startups burgeoned.

با بهبود اقتصاد، تعداد استارت آپ ها افزایش یافت.

the garden burgeoned with colorful flowers in spring.

باغ در بهار با گل های رنگارنگ شکوفا شد.

her career burgeoned after she moved to the city.

پس از نقل مکان او به شهر، حرفه او شکوفا شد.

the population of the area has burgeoned over the last decade.

جمعیت منطقه در طول دهه گذشته افزایش یافته است.

interest in renewable energy has burgeoned in recent years.

علاقه به انرژی های تجدیدپذیر در سال های اخیر افزایش یافته است.

the club's membership burgeoned after the new campaign.

پس از کمپین جدید، عضویت باشگاه افزایش یافت.

the artist's popularity burgeoned after her latest exhibition.

پس از آخرین نمایشگاه، محبوبیت هنرمند افزایش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید