grew up
بزرگ شد
grew stronger
قوی تر شد
grew older
پیرتر شد
grew tired
خسته شد
grew rapidly
به سرعت رشد کرد
grew closer
نزدیک تر شد
grew apart
جدایی پیدا کرد
grew larger
بزرگتر شد
grew interested
به آن علاقه مند شد
grew confident
با اعتماد به نفس شد
the plant grew rapidly in the warm sunlight.
گیاه به سرعت در نور آفتاب گرم رشد کرد.
as she practiced more, her confidence grew.
با تمرین بیشتر، اعتماد به نفس او افزایش یافت.
his interest in photography grew over the years.
علاقه او به عکاسی در طول سالها افزایش یافت.
the community grew stronger through collaboration.
جامعه از طریق همکاری قویتر شد.
her collection of books grew to over a hundred.
کلکسیون کتابهای او به بیش از صد جلد رسید.
the company's profits grew significantly last year.
سود شرکت سال گذشته به طور قابل توجهی افزایش یافت.
as we traveled, our appreciation for different cultures grew.
همانطور که سفر میکردیم، قدردانی ما از فرهنگهای مختلف افزایش مییافت.
over time, their friendship grew into a deep bond.
با گذشت زمان، دوستی آنها به یک پیوند عمیق تبدیل شد.
the city's population grew rapidly in the last decade.
جمعیت شهر در دهه گذشته به سرعت افزایش یافت.
as the project progressed, so did her enthusiasm; it grew.
همانطور که پروژه پیشرفت میکرد، شور و شوق او نیز افزایش مییافت؛ رشد میکرد.
grew up
بزرگ شد
grew stronger
قوی تر شد
grew older
پیرتر شد
grew tired
خسته شد
grew rapidly
به سرعت رشد کرد
grew closer
نزدیک تر شد
grew apart
جدایی پیدا کرد
grew larger
بزرگتر شد
grew interested
به آن علاقه مند شد
grew confident
با اعتماد به نفس شد
the plant grew rapidly in the warm sunlight.
گیاه به سرعت در نور آفتاب گرم رشد کرد.
as she practiced more, her confidence grew.
با تمرین بیشتر، اعتماد به نفس او افزایش یافت.
his interest in photography grew over the years.
علاقه او به عکاسی در طول سالها افزایش یافت.
the community grew stronger through collaboration.
جامعه از طریق همکاری قویتر شد.
her collection of books grew to over a hundred.
کلکسیون کتابهای او به بیش از صد جلد رسید.
the company's profits grew significantly last year.
سود شرکت سال گذشته به طور قابل توجهی افزایش یافت.
as we traveled, our appreciation for different cultures grew.
همانطور که سفر میکردیم، قدردانی ما از فرهنگهای مختلف افزایش مییافت.
over time, their friendship grew into a deep bond.
با گذشت زمان، دوستی آنها به یک پیوند عمیق تبدیل شد.
the city's population grew rapidly in the last decade.
جمعیت شهر در دهه گذشته به سرعت افزایش یافت.
as the project progressed, so did her enthusiasm; it grew.
همانطور که پروژه پیشرفت میکرد، شور و شوق او نیز افزایش مییافت؛ رشد میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید