prospered

[ایالات متحده]/ˈprɒspəd/
[بریتانیا]/ˈprɑːspərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. موفق شدن یا شکوفا شدن

عبارات و ترکیب‌ها

prospered greatly

بخشیده شدند بسیار

prospered well

بخشیده شدند خوب

prospered financially

بخشیده شدند از نظر مالی

prospered together

بخشیده شدند با هم

prospered immensely

بخشیده شدند به شدت

prospered abundantly

بخشیده شدند فراوان

prospered significantly

بخشیده شدند به طور قابل توجهی

prospered historically

بخشیده شدند به صورت تاریخی

prospered rapidly

بخشیده شدند به سرعت

prospered quietly

بخشیده شدند به آرامی

جملات نمونه

the business prospered after the new marketing strategy was implemented.

کسب‌و‌کار پس از اجرای استراتژی بازاریابی جدید رونق گرفت.

many communities prospered thanks to the government’s support.

بسیاری از جوامع به لطف حمایت دولت رونق یافتند.

she prospered in her career due to her hard work and dedication.

او به دلیل تلاش و تعهدش در حرفه خود پیشرفت کرد.

the city prospered as more tourists began to visit.

با افزایش تعداد گردشگران، شهر رونق گرفت.

the local economy prospered during the festival season.

در طول فصل جشنواره، اقتصاد محلی رونق گرفت.

with the new technology, the agriculture sector prospered.

با فناوری جدید، بخش کشاورزی رونق گرفت.

his investments prospered, leading to significant wealth.

سرمایه‌گذاری‌های او رونق یافت و منجر به ثروت قابل توجهی شد.

after the merger, the company prospered beyond expectations.

پس از ادغام، شرکت فراتر از حد انتظار رونق گرفت.

the neighborhood prospered with new businesses opening up.

با افتتاح کسب‌ و کارهای جدید، محله رونق گرفت.

education reforms helped the country prosper in recent years.

اصلاحات آموزشی به کشور کمک کرد تا در سال‌های اخیر رونق یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید