| جمع | buyers |
potential buyer
خریدار بالقوه
first-time buyer
خریدار برای اولین بار
buyer's market
بازار خریدار
prospective buyer
خریدار احتمالی
buyer behavior
رفتار خریدار
a win-win proposition for the buyer and the seller.
یک پیشنهاد برد-برد برای خریدار و فروشنده.
The buyers crowded into the salesroom.
خریداران به سرعت وارد اتاق فروش شدند.
Is she a prospective buyer?
آیا او یک خریدار احتمالی است؟
a buyer may contract for the right to withhold payment.
یک خریدار ممکن است قراردادی برای حق تعویق پرداخت منعقد کند.
buyers will bargain hard to cut the cost of the house they want.
خریداران سخت چانه زنی خواهند کرد تا هزینه خانه ای که می خواهند را کاهش دهند.
she showed a prospective buyer around the house.
او یک خریدار احتمالی را در اطراف خانه نشان داد.
the seller may accept the buyer's offer.
فروشنده ممکن است پیشنهاد خریدار را بپذیرد.
the range allows buyers to spec their truck to their needs.
محدوده به خریداران اجازه می دهد کامیون خود را مطابق با نیازهای خود مشخص کنند.
Buyers get more bang for their buck with our cars.
خریداران با ماشین های ما بازده بیشتری به ازای هر دلار خود به دست می آورند.
Several possible buyers have come to view the house.
چند خریدار احتمالی برای بازدید از خانه آمده اند.
The buyer was convinced of the salesman's integrity.
خریدار از صداقت فروشنده مطمئن بود.
The buyer was convinced of the salesman’s integrity.
خریدار از صداقت فروشنده مطمئن بود.
the exemption which applies to home/buyers
معافیتی که برای خریداران خانه اعمال می شود.
An army of buyers haggles furiously with an army of salesmen.
ارتشی از خریداران به شدت با ارتشی از فروشندگان چانه زنی می کنند.
at the fur tables, several buyers make bids for the pelts.
در میز پوست، چندین خریدار پیشنهاداتی برای پوست ها ارائه می دهند.
any buyer was relying on a representation that the tapes were genuine.
هر خریدار به این باور اتکا داشت که نوارهای اصلی هستند.
a buyer would have to stump up at least £8.5 million for the site.
یک خریدار باید حداقل 8.5 میلیون پوند برای این سایت هزینه کند.
Buyers have withdrawn from the market in view of the abrupt turn of the trend of prices.
خریداران با توجه به تغییر ناگهانی روند قیمت ها از بازار خارج شده اند.
The buyer insisted that a guarantee for compensation must be written into the contract.
خریدار اصرار داشت که یک ضمانت برای جبران خسارت باید در قرارداد ذکر شود.
Karen Smith is a buyer for a department store in New York.
کارن اسمیت یک خریدار برای یک فروشگاه بزرگ در نیویورک است.
منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)It is a big buyer of palm oil.
این یک خریدار بزرگ روغن پالم است.
منبع: VOA Special January 2019 CollectionThe Saudis are huge buyers of American weapons.
عربستان سعودی خریدار بزرگ سلاحهای آمریکایی است.
منبع: NPR News October 2018 CollectionNdyanabo said his weekly brew has regular buyers.
ندیانابو گفت دمای هفتگی او خریداران منظم دارد.
منبع: This month VOA Special EnglishThirdly, they might try and find another buyer.
مورد سوم، آنها ممکن است سعی کنند خریدار دیگری پیدا کنند.
منبع: Financial TimesNo worries. I may have an interested buyer.
نگران نباش. من ممکن است یک خریدار علاقهمند داشته باشم.
منبع: Modern Family - Season 03He told me he found a buyer this morning.
او به من گفت امروز یک خریدار پیدا کرده است.
منبع: TV series Person of Interest Season 2So I lined up a buyer of my own.
بنابراین من یک خریدار برای خودم پیدا کردم.
منبع: TV series Person of Interest Season 3We have a buyer, a real buyer with real money.
ما یک خریدار داریم، یک خریدار واقعی با پول واقعی.
منبع: American Horror Story Season 1Home builders and new home buyers probably don't care.
احتمالاً سازندگان خانگی و خریداران خانههای جدید اهمیتی نمیدهند.
منبع: CNN 10 Student English Compilation April 2021potential buyer
خریدار بالقوه
first-time buyer
خریدار برای اولین بار
buyer's market
بازار خریدار
prospective buyer
خریدار احتمالی
buyer behavior
رفتار خریدار
a win-win proposition for the buyer and the seller.
یک پیشنهاد برد-برد برای خریدار و فروشنده.
The buyers crowded into the salesroom.
خریداران به سرعت وارد اتاق فروش شدند.
Is she a prospective buyer?
آیا او یک خریدار احتمالی است؟
a buyer may contract for the right to withhold payment.
یک خریدار ممکن است قراردادی برای حق تعویق پرداخت منعقد کند.
buyers will bargain hard to cut the cost of the house they want.
خریداران سخت چانه زنی خواهند کرد تا هزینه خانه ای که می خواهند را کاهش دهند.
she showed a prospective buyer around the house.
او یک خریدار احتمالی را در اطراف خانه نشان داد.
the seller may accept the buyer's offer.
فروشنده ممکن است پیشنهاد خریدار را بپذیرد.
the range allows buyers to spec their truck to their needs.
محدوده به خریداران اجازه می دهد کامیون خود را مطابق با نیازهای خود مشخص کنند.
Buyers get more bang for their buck with our cars.
خریداران با ماشین های ما بازده بیشتری به ازای هر دلار خود به دست می آورند.
Several possible buyers have come to view the house.
چند خریدار احتمالی برای بازدید از خانه آمده اند.
The buyer was convinced of the salesman's integrity.
خریدار از صداقت فروشنده مطمئن بود.
The buyer was convinced of the salesman’s integrity.
خریدار از صداقت فروشنده مطمئن بود.
the exemption which applies to home/buyers
معافیتی که برای خریداران خانه اعمال می شود.
An army of buyers haggles furiously with an army of salesmen.
ارتشی از خریداران به شدت با ارتشی از فروشندگان چانه زنی می کنند.
at the fur tables, several buyers make bids for the pelts.
در میز پوست، چندین خریدار پیشنهاداتی برای پوست ها ارائه می دهند.
any buyer was relying on a representation that the tapes were genuine.
هر خریدار به این باور اتکا داشت که نوارهای اصلی هستند.
a buyer would have to stump up at least £8.5 million for the site.
یک خریدار باید حداقل 8.5 میلیون پوند برای این سایت هزینه کند.
Buyers have withdrawn from the market in view of the abrupt turn of the trend of prices.
خریداران با توجه به تغییر ناگهانی روند قیمت ها از بازار خارج شده اند.
The buyer insisted that a guarantee for compensation must be written into the contract.
خریدار اصرار داشت که یک ضمانت برای جبران خسارت باید در قرارداد ذکر شود.
Karen Smith is a buyer for a department store in New York.
کارن اسمیت یک خریدار برای یک فروشگاه بزرگ در نیویورک است.
منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)It is a big buyer of palm oil.
این یک خریدار بزرگ روغن پالم است.
منبع: VOA Special January 2019 CollectionThe Saudis are huge buyers of American weapons.
عربستان سعودی خریدار بزرگ سلاحهای آمریکایی است.
منبع: NPR News October 2018 CollectionNdyanabo said his weekly brew has regular buyers.
ندیانابو گفت دمای هفتگی او خریداران منظم دارد.
منبع: This month VOA Special EnglishThirdly, they might try and find another buyer.
مورد سوم، آنها ممکن است سعی کنند خریدار دیگری پیدا کنند.
منبع: Financial TimesNo worries. I may have an interested buyer.
نگران نباش. من ممکن است یک خریدار علاقهمند داشته باشم.
منبع: Modern Family - Season 03He told me he found a buyer this morning.
او به من گفت امروز یک خریدار پیدا کرده است.
منبع: TV series Person of Interest Season 2So I lined up a buyer of my own.
بنابراین من یک خریدار برای خودم پیدا کردم.
منبع: TV series Person of Interest Season 3We have a buyer, a real buyer with real money.
ما یک خریدار داریم، یک خریدار واقعی با پول واقعی.
منبع: American Horror Story Season 1Home builders and new home buyers probably don't care.
احتمالاً سازندگان خانگی و خریداران خانههای جدید اهمیتی نمیدهند.
منبع: CNN 10 Student English Compilation April 2021لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید