bypassed

[ایالات متحده]/baɪˈpɑːst/
[بریتانیا]/baiˈpa st/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دور زدن یا عبور کردن از چیزی، به ویژه یک مشکل یا مانع؛ نادیده گرفتن یا اجتناب کردن از چیزی؛ دور زدن (چیزی)

عبارات و ترکیب‌ها

bypassed the issue

مشکل را دورزدند

bypassed the rules

قوانین را دورزدند

bypassed the system

سیستم را دورزدند

bypassed the process

فرآیند را دورزدند

bypassed the security

امنیت را دورزدند

bypassed the controls

کنترل‌ها را دورزدند

bypassed the checks

بررسی‌ها را دورزدند

bypassed the deadline

مهلت را دورزدند

bypassed the requirements

الزامات را دورزدند

bypassed the protocol

پروتکل را دورزدند

جملات نمونه

the security system was bypassed by the hackers.

سیستم امنیتی توسط هکرها دور زده شد.

we bypassed the traffic by taking a shortcut.

ما با استفاده از یک راه میانبر از ترافیک عبور کردیم.

the new regulations allow us to bypass certain procedures.

قوانین جدید به ما اجازه می‌دهند تا برخی از رویه‌ها را دور بزنیم.

he managed to bypass the restrictions set by the company.

او موفق شد محدودیت‌هایی که توسط شرکت تعیین شده بود را دور بزند.

the software update bypassed several security checks.

به‌روزرسانی نرم‌افزار چندین بررسی امنیتی را دور زد.

they bypassed the usual protocol to expedite the process.

آنها برای تسریع روند، پروتکل معمول را دور زدند.

she bypassed the need for a visa by traveling to a neighboring country.

او با سفر به یک کشور همسایه نیاز به ویزا را دور زد.

bypassing the main road saved us a lot of time.

دور زدن جاده اصلی باعث صرفه‌جویی زیادی در وقت ما شد.

the firewall was bypassed, exposing the network to threats.

دیوار آتش‌فشان دور زده شد و شبکه را در معرض خطر قرار داد.

he found a way to bypass the rules without getting caught.

او راهی برای دور زدن قوانین بدون گیر افتادن پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید