byway

[ایالات متحده]/'baɪweɪ/
[بریتانیا]/'baɪ'we/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مسیر دورافتاده; یک جاده فرعی; یک منطقه ثانویه
Word Forms
جمعbyways

جملات نمونه

byways of Russian music.

راه‌های فرعی موسیقی روسیه

the byways of English literature

راه‌های فرعی ادبیات انگلیسی

wandered about the secret byways of Paris.

در کوچه‌های مخفی پاریس سرگردانی کردم.

She travelled the highways and byways of Scotland collecting folk songs and local traditions.

او در اتوبان‌ها و راه‌های فرعی اسکاتلند سفر کرد و آهنگ‌های محلی و سنت‌های محلی جمع‌آوری کرد.

exploring the scenic byways of the countryside

کاوش در راه‌های فرعی دیدنی حومه شهر

taking a leisurely drive down a peaceful byway

رانندگی آرام در یک مسیر فرعی آرام

finding hidden gems off the beaten byway

پیدا کردن مرواریدهای پنهان خارج از مسیر هموار

enjoying a peaceful walk along a quiet byway

لذت بردن از یک پیاده‌روی آرام در امتداد یک مسیر فرعی آرام

stumbling upon a quaint village byway

ناخواسته برخورد با یک مسیر فرعی دهکده‌ای دلربا

getting lost in the labyrinth of byways

گم شدن در هزارگانه راه‌های فرعی

picnicking by the side of a charming byway

پیک‌نیک کنار یک مسیر فرعی جذاب

cycling through the picturesque byways of the region

دوچرخه‌سواری در راه‌های فرعی دیدنی منطقه

painting a serene landscape of a rural byway

نقاشی یک منظره آرام از یک مسیر فرعی روستایی

discovering a historic marker on an old byway

کشف یک نشانگر تاریخی در یک مسیر فرعی قدیمی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید