detour

[ایالات متحده]/ˈdiːtʊə(r)/
[بریتانیا]/ˈdiːtʊr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. راهی غیرمستقیم که برای اجتناب از چیزی یا بازدید از جایی گرفته می‌شود
vt. به راه غیرمستقیم رفتن
Word Forms
زمان گذشتهdetoured
جمعdetours
صفت یا فعل حال استمراریdetouring
قسمت سوم فعلdetoured
شکل سوم شخص مفردdetours

عبارات و ترکیب‌ها

take a detour

انحراف دادن

detour route

مسیر انحرافی

unexpected detour

انحراف غیرمنتظره

road closure detour

مسیر انحرافی ناشی از بسته شدن جاده

detour sign

علامت انحراف

make a detour

انحراف دادن

جملات نمونه

he had made a detour to a cafe.

او برای رفتن به یک کافه از مسیر انحرافی استفاده کرده بود.

he detoured around the walls.

او از کنار دیوارها انحراف کرد.

I would detour the endless stream of motor homes.

من جریان بی‌پایان اتوبان‌های مسافری را منحرف می‌کردم.

We made a detour to avoid the heavy traffic.

ما برای جلوگیری از ترافیک سنگین از یک مسیر انحرافی استفاده کردیم.

When it saw the rock being tossed about pityingly, it said, “Only a weak person will make a detour.A person who is strong will only go ahead, and nothing will stop him!"

وقتی سنگ را با حالتی ترحم‌آمیز می‌دید، گفت: «فقط یک فرد ضعیف است که از یک مسیر انحرافی استفاده می‌کند. یک فرد قوی فقط به جلو می‌رود و هیچ چیز او را متوقف نمی‌کند!»

We took a detour to avoid the traffic jam.

ما برای جلوگیری از ترافیک سنگین از یک مسیر انحرافی استفاده کردیم.

The road closure forced us to make a detour through the countryside.

بسته شدن جاده ما را مجبور کرد تا از طریق حومه شهر یک مسیر انحرافی را طی کنیم.

She always takes a detour to enjoy the scenic route.

او همیشه برای لذت بردن از مسیر دیدنی از یک مسیر انحرافی استفاده می‌کند.

The hikers had to take a detour due to the fallen tree blocking the path.

به دلیل افتادن درخت که مسیر را مسدود کرده بود، کوهنوردان مجبور شدند از یک مسیر انحرافی عبور کنند.

The construction work required a detour for all vehicles.

کارهای ساختمانی مستلزم یک مسیر انحرافی برای همه وسایل نقلیه بود.

I had to make a detour to pick up my friend from the airport.

من مجبور شدم برای گرفتن دوستم از فرودگاه یک مسیر انحرافی را طی کنم.

The detour added an extra hour to our journey.

مسیر انحرافی یک ساعت بیشتر به سفر ما اضافه کرد.

The detour took us through some beautiful countryside.

مسیر انحرافی ما را از میان مناظر زیبای حومه شهر عبور داد.

The detour sign directed us to a different route.

علامت مسیر انحرافی ما را به یک مسیر متفاوت هدایت کرد.

We had to take a detour around the flooded road.

ما مجبور شدیم از کنار جاده‌ای که آب گرفتگی داشت، یک مسیر انحرافی را طی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید