calligraphed

[ایالات متحده]/ˈkæl.ɪˌɡræf.ɪd/
[بریتانیا]/ˌkæl.əˈɡræf.ɪd/

ترجمه

adj. به طور زیبا و با سبک خاصی نوشته یا ترسیم شده است؛ به ویژه به صورت دستی.

عبارات و ترکیب‌ها

calligraphed letters

نامه های خوشنویسی

calligraphed names

نام های خوشنویسی

calligraphed quotes

نقل قول های خوشنویسی

calligraphed invitations

دعوتنامه های خوشنویسی

calligraphed cards

کارت های خوشنویسی

calligraphed art

هنر خوشنویسی

calligraphed documents

اسناد خوشنویسی

calligraphed signs

تابلوهای خوشنویسی

calligraphed messages

پیام های خوشنویسی

calligraphed gifts

هدیه های خوشنویسی

جملات نمونه

the invitation was beautifully calligraphed.

دعوت‌نامه به زیبایی خوشنویسی شده بود.

she calligraphed the couple's names on the wedding certificate.

او نام زوج را روی گواهی ازدواج خوشنویسی کرد.

the artist calligraphed a famous poem on the wall.

هنرمند یک شعر معروف را روی دیوار خوشنویسی کرد.

the calligraphed menu added elegance to the restaurant.

منوی خوشنویسی‌شده ظرافت را به رستوران اضافه کرد.

he calligraphed a heartfelt message for her birthday.

او یک پیام صمیمانه را برای تولد او خوشنویسی کرد.

the certificates were calligraphed by a skilled artisan.

گواهی‌ها توسط یک صنعتگر ماهر خوشنویسی شده بود.

the calligraphed quotes inspired many students.

نقل‌قول‌های خوشنویسی‌شده الهام‌بخش بسیاری از دانش‌آموزان بود.

she learned to have her letters calligraphed for special occasions.

او یاد گرفت که نامه‌های خود را برای مناسبت‌های خاص خوشنویسی کند.

he admired the calligraphed art hanging on the wall.

او آثار هنری خوشنویسی شده آویخته در دیوار را تحسین کرد.

the calligraphed invitations set the tone for the event.

دعوت‌نامه‌های خوشنویسی‌شده فضایی برای رویداد تعیین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید