camouflaging

[ایالات متحده]/kæˈmʌf.lɑːdʒɪŋ/
[بریتانیا]/kam-ə-flaj-ing/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل پنهان کردن یا مخفی کردن چیزی به طوری که با محیط اطرافش ادغام شود؛ پنهان کردن یا مخفی کردن ماهیت یا هدف واقعی چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

camouflaging techniques

تکنیک‌های استتار

camouflaging patterns

الگوهای استتار

camouflaging colors

رنگ‌های استتار

camouflaging strategies

استراتژی‌های استتار

camouflaging animals

حیوانات استتار شده

camouflaging methods

روش‌های استتار

camouflaging skills

مهارت‌های استتار

camouflaging effects

اثرات استتار

camouflaging surfaces

سطوح استتار

جملات نمونه

the chameleon is known for its skill in camouflaging.

تمساح‌ها به دلیل مهارت خود در استتار شناخته شده‌اند.

camouflaging helps animals avoid predators.

استتار به حیوانات کمک می‌کند تا از شکارچیان اجتناب کنند.

soldiers use camouflaging techniques to blend into their surroundings.

سربازان از تکنیک‌های استتار برای مخلوط شدن با محیط اطراف خود استفاده می‌کنند.

camouflaging is essential for survival in the wild.

استتار برای بقا در طبیعت ضروری است.

the artist excelled at camouflaging the flaws in the painting.

هنرمند در پنهان کردن نقص‌ها در نقاشی مهارت داشت.

in nature, camouflaging can mean the difference between life and death.

در طبیعت، استتار می‌تواند تفاوت بین زندگی و مرگ باشد.

many insects are experts at camouflaging themselves among leaves.

حشرات زیادی در استتار خود در میان برگ‌ها ماهر هستند.

camouflaging techniques are taught in military training.

تکنیک‌های استتار در آموزش نظامی آموزش داده می‌شوند.

the photographer used shadows for camouflaging the subject.

عکاس از سایه‌ها برای استتار سوژه استفاده کرد.

camouflaging patterns can vary greatly among different species.

الگوهای استتار می‌توانند در گونه‌های مختلف بسیار متفاوت باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید