candlewax

[ایالات متحده]/ˈkændlˌwæk/
[بریتانیا]/ˈkændəlˌwaks/

ترجمه

n. موم استفاده شده برای ساخت شمع؛ موم شمع

عبارات و ترکیب‌ها

candlewax drippings

چکه های پارافین

candlewax art

هنر پارافین

candlewax colors

رنگ های پارافین

candlewax molds

قالب های پارافین

candlewax candles

شمع های پارافین

candlewax scents

عطر های پارافین

candlewax crafts

هنر و کاردستی پارافین

candlewax supplies

لوازم پارافین

candlewax techniques

تکنیک های پارافین

candlewax projects

پروژه های پارافین

جملات نمونه

the candlewax dripped slowly onto the table.

شمع نرم به آرامی روی میز می‌چکید.

she used a knife to scrape the candlewax off the surface.

او از یک چاقو برای کندن شمع نرم از سطح استفاده کرد.

the candlewax had a pleasant scent of vanilla.

شمع نرم بوی وانیل مطبوعی داشت.

he accidentally spilled candlewax on his shirt.

او به طور تصادفی شمع نرم روی پیراهنش ریخت.

we melted the candlewax to create new candles.

ما شمع نرم را ذوب کردیم تا شمع‌های جدیدی بسازیم.

the artist used candlewax for his unique sculptures.

هنرمند از شمع نرم برای مجسمه‌های منحصر به فردش استفاده کرد.

after the party, there was candlewax all over the floor.

بعد از مهمانی، شمع نرم در همه جا روی زمین بود.

she carefully removed the candlewax from the glass holder.

او با دقت شمع نرم را از ظرف شیشه‌ای جدا کرد.

the candlewax hardened quickly after being poured.

شمع نرم پس از ریخته شدن به سرعت سفت شد.

he bought colorful candlewax for his new project.

او شمع نرم رنگارنگ برای پروژه جدیدش خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید