caramels

[ایالات متحده]/ˈkærəməlz/
[بریتانیا]/ˈkærəmɛlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کارامل; آب‌نبات جویدنی ساخته شده با شکر کاراملی شده

عبارات و ترکیب‌ها

soft caramels

کارامل نرم

caramels candy

شیرینی کارامل

caramels sauce

سس کارامل

caramels apple

سیب کارامل

caramels flavor

طعم کارامل

caramels recipe

دستور کارامل

caramels dessert

دسر کارامل

caramels treats

خوراکی‌های کارامل

caramels popcorn

پاپ کورن کارامل

caramels chocolate

شکلات کارامل

جملات نمونه

i love eating caramels on a rainy day.

من عاشق خوردن شیرینی های کاراملی در یک روز بارانی هستم.

she wrapped the caramels in colorful paper.

او شیرینی های کاراملی را در کاغذهای رنگارنگ پیچید.

caramels make a great addition to desserts.

شیرینی های کاراملی یک افزودنی عالی به دسرها هستند.

he bought a box of caramels for his friends.

او یک جعبه شیرینی کاراملی برای دوستانش خرید.

the caramels melted in my mouth.

شیرینی های کاراملی در دهان من آب شدند.

she enjoys making homemade caramels.

او از درست کردن شیرینی های کاراملی خانگی لذت می برد.

they sell various flavors of caramels at the shop.

آنها طعم های مختلف شیرینی کاراملی را در مغازه می فروشند.

caramels can be sticky and hard to chew.

شیرینی های کاراملی می توانند چسبناک و سخت برای جویدن باشند.

he gave her a bag of caramels as a gift.

او به عنوان هدیه یک کیسه شیرینی کاراملی به او داد.

caramels are often used in baking recipes.

اغلب از شیرینی های کاراملی در دستور العمل های پخت استفاده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید