carcasses

[ایالات متحده]/ˈkɑːr.kə.siːz/
[بریتانیا]/kärˈkæsiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اجساد مرده حیوانات. ; استخوان‌های پخته مرغ.

عبارات و ترکیب‌ها

animal carcasses

جسدهای حیوانات

discarded carcasses

جسدهای دور ریخته شده

decomposed carcasses

جسدهای فاسد شده

carcasses removal

حذف جسد

carcasses collection

جمع آوری جسد

buried carcasses

جسدهای مدفون شده

carcasses disposal

دور ریختن جسد

frozen carcasses

جسدهای منجمد

carcasses inspection

بازرسی جسد

جملات نمونه

the hunters found several animal carcasses in the forest.

شکارچیان چندین جسد حیوان در جنگل پیدا کردند.

the scavengers quickly arrived to feast on the carcasses.

گنده‌رودان به سرعت برای خوردن جسدها رسیدند.

carcasses can provide valuable information about wildlife health.

جسدها می‌توانند اطلاعات ارزشمندی در مورد سلامت حیات وحش ارائه دهند.

the researchers collected carcasses for their study.

محققان جسدها را برای مطالعه خود جمع‌آوری کردند.

in the desert, carcasses decompose quickly due to the heat.

در صحرا، به دلیل گرما، جسدها به سرعت تجزیه می‌شوند.

it is illegal to leave carcasses in public areas.

ترك جسدها در مناطق عمومی غیرقانونی است.

vultures are often seen circling above carcasses.

گاهاً می‌توان شاهین‌ها را در حال چرخیدن بالای جسدها دید.

the discovery of carcasses raised concerns about pollution.

کشف جسدها نگرانی در مورد آلودگی ایجاد کرد.

farmers must dispose of animal carcasses properly.

کشاورزان باید به درستی از جسد حیوانات دفع کنند.

carcasses left unattended can attract predators.

جسدها که بدون مراقبت رها می‌شوند می‌توانند حیوانات درنده را جذب کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید