earning livings
کسب درآمد
making livings
کسب معیشت
living expenses
هزینه های زندگی
livings made
معیشت به دست آمده
livings earned
درآمد کسب شده
livings lost
معیشت از دست رفته
different livings
معیشتهای مختلف
varied livings
معیشتهای متنوع
simple livings
معیشتهای ساده
honest livings
معیشتهای صادقانه
many people struggle to make a living in today's economy.
بسیاری از مردم برای گذراندن زندگی در اقتصاد امروزی با مشکل مواجه هستند.
she has multiple sources of income to support her livings.
او چندین منبع درآمد برای تأمین زندگی خود دارد.
he decided to pursue a career that would allow him to earn a decent living.
او تصمیم گرفت شغلی را دنبال کند که به او اجازه دهد کسب درآمد مناسبی داشته باشد.
artists often find it challenging to make a living from their work.
هنرمندان اغلب کسب درآمد از طریق هنر خود را چالش برانگیز میدانند.
she works two jobs to make ends meet and provide for her livings.
او برای تأمین هزینهها و تأمین زندگی خود، دو شغل دارد.
finding a stable job is essential for a comfortable living.
پیدا کردن یک شغل پایدار برای داشتن یک زندگی راحت ضروری است.
many people relocate to cities in search of better livings.
بسیاری از مردم برای داشتن زندگی بهتر به شهرهای دیگر نقل مکان میکنند.
she is determined to make a living doing what she loves.
او مصمم است زندگی خود را با انجام کاری که دوست دارد، بگذراند.
he learned various skills to improve his chances of making a living.
او مهارتهای مختلفی را آموخت تا شانس خود را برای کسب درآمد افزایش دهد.
people often sacrifice personal time to ensure their livings.
افراد اغلب وقت شخصی خود را قربانی میکنند تا از زندگی خود اطمینان حاصل کنند.
earning livings
کسب درآمد
making livings
کسب معیشت
living expenses
هزینه های زندگی
livings made
معیشت به دست آمده
livings earned
درآمد کسب شده
livings lost
معیشت از دست رفته
different livings
معیشتهای مختلف
varied livings
معیشتهای متنوع
simple livings
معیشتهای ساده
honest livings
معیشتهای صادقانه
many people struggle to make a living in today's economy.
بسیاری از مردم برای گذراندن زندگی در اقتصاد امروزی با مشکل مواجه هستند.
she has multiple sources of income to support her livings.
او چندین منبع درآمد برای تأمین زندگی خود دارد.
he decided to pursue a career that would allow him to earn a decent living.
او تصمیم گرفت شغلی را دنبال کند که به او اجازه دهد کسب درآمد مناسبی داشته باشد.
artists often find it challenging to make a living from their work.
هنرمندان اغلب کسب درآمد از طریق هنر خود را چالش برانگیز میدانند.
she works two jobs to make ends meet and provide for her livings.
او برای تأمین هزینهها و تأمین زندگی خود، دو شغل دارد.
finding a stable job is essential for a comfortable living.
پیدا کردن یک شغل پایدار برای داشتن یک زندگی راحت ضروری است.
many people relocate to cities in search of better livings.
بسیاری از مردم برای داشتن زندگی بهتر به شهرهای دیگر نقل مکان میکنند.
she is determined to make a living doing what she loves.
او مصمم است زندگی خود را با انجام کاری که دوست دارد، بگذراند.
he learned various skills to improve his chances of making a living.
او مهارتهای مختلفی را آموخت تا شانس خود را برای کسب درآمد افزایش دهد.
people often sacrifice personal time to ensure their livings.
افراد اغلب وقت شخصی خود را قربانی میکنند تا از زندگی خود اطمینان حاصل کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید