caricatura

[ایالات متحده]/[ˈkærɪˌtʃʊərə]/
[بریتانیا]/[ˈkærɪˌtʃʊərə]/

ترجمه

n. یک کاریکاتور؛ یک کارتن. یک پورتره که ویژگی‌های موضوع را بیش از حد یا تغییر داده است.
v. ساختن یک کاریکاتور از؛ بیش از حد کردن یا تغییر دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

caricatura style

سبک کاریکاتور

doing caricaturas

درحال کاریکاتور کشیدن

caricatura artist

هنرمند کاریکاتور

caricatura drawing

کشیدن کاریکاتور

quick caricaturas

کاریکاتورهای سریع

caricatura booth

کیوسک کاریکاتور

caricatura portraits

پورتره های کاریکاتور

caricatura show

نمایش کاریکاتور

caricatura shop

فروشگاه کاریکاتور

caricatura fun

کاریکاتور باحال

جملات نمونه

the political caricatura was biting and insightful.

کاریکاتور سیاسی تیز و درخور تفکر بود.

he's known for his exaggerated caricatura of celebrities.

او به خاطر کاریکاتورهای بزرگ‌سال شناخته شده‌است.

the caricatura in the newspaper was hilarious.

کاریکاتور در روزنامه کاملاً مirth بود.

she created a caricatura of our grumpy neighbor.

او یک کاریکاتور از همسایه ناراحت‌مان ایجاد کرد.

the caricatura captured the essence of the politician.

کاریکاتور جوهره سیاستمدار را به خوبی نشان داد.

we enjoyed looking at the collection of caricaturas.

ما لذت بردیم که به مجموعه کاریکاتورها نگاه کنیم.

the caricatura was a clever commentary on society.

کاریکاتور یک نظر نقدی هوشمند در مورد جامعه بود.

he drew a quick caricatura of me at the party.

او یک کاریکاتور سریع از من در جاشویی رسم کرد.

the caricatura style is often used in editorial cartoons.

سبک کاریکاتور اغلب در کاریکاتورهای ویراستاری استفاده می‌شود.

the caricatura exaggerated his prominent nose.

کاریکاتور برجستگی بینی‌اش را تاکید کرد.

she studied caricatura to improve her drawing skills.

او کاریکاتور را برای بهبود مهارت‌های رسم خود مطالعه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید