satire

[ایالات متحده]/ˈsætaɪə(r)/
[بریتانیا]/ˈsætaɪər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اثر ادبی یا هنری که از شوخی، کنایه یا تمسخر برای افشای و انتقاد از رذایل یا حماقت‌های مردم استفاده می‌کند.
Word Forms
جمعsatires

جملات نمونه

a stinging satire on American politics.

طنز گزنده درباره سیاست آمریکا

(on, upon) a scathing satire on sb.

طنز تند و گزنده درباره کسی

his biting satire on corruption and power.

طنز گزنده او در مورد فساد و قدرت.

a satire entitled ‘The Rise of the Meritocracy’.

یک هجو با عنوان «ظهور مزکریت».

Satire is often a form of protest against injustice.

طنز اغلب به عنوان نوعی اعتراض به بی‌عدالتی است.

The movie is a clever satire on the advertising industry.

فیلم یک طنز هوشمندانه درباره صنعت تبلیغات است.

Some of Aesop's Fables are satires.

برخی از افسانه های ایزپ هجو هستند.

the satire touches with finespun ridicule every kind of human pretense.

طنز با تمسخر ظریف، هر نوع ادای اغراق‌آمیز انسان را لمس می‌کند.

Satire is a lonely and introspective occupation, for nobody can describe a fool to the life without much patient self-inspection.

طنز یک شغل خلوت و درون‌نگر است، زیرا هیچ کس نمی‌تواند یک احمق را به زندگی نشان دهد، مگر اینکه با صبر و حوصله و خودبازرسی زیاد.

Secondly, hidden sharp point of jocosity speech expresses novelist"s satire and jeer in amusing context.

ثانیاً، نکته تیز و پنهان شوخ طبعی، طنز و تمسخر نویسنده را در یک زمینه خنده دار بیان می‌کند.

نمونه‌های واقعی

I'm watching a great satire called Frankie.

من در حال تماشای یک کمدی موقعیت عالی به نام فرکی هستم.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

So he thinks he's satirizing something that's already a satire?

پس او فکر می کند که در حال مسخره کردن چیزی است که خودش یک کمدی موقعیت است؟

منبع: The Good Wife Season 5

Clayton Davis says McKay's satire is all too real.

کلایتون دیویس می گوید که کمدی موقعیت مکای بسیار واقعی است.

منبع: VOA Standard English Entertainment

This is a keen satire on those having blind faith in the eye.

این یک کمدی موقعیت دقیق در مورد کسانی است که کورکورانه به چشم اعتماد دارند.

منبع: Selected Modern Chinese Essays 1

They screen flagged words, but cannot detect cultural nuance or satire.

آنها کلمات پرچم‌دار را بررسی می‌کنند، اما نمی‌توانند ظرافت‌های فرهنگی یا کمدی موقعیت را تشخیص دهند.

منبع: The Economist (Summary)

The movie is a satire on the power struggle that follows Stalin's death.

این فیلم کمدی موقعیتی در مورد مبارزه برای کسب قدرت پس از مرگ استالین است.

منبع: BBC Listening Collection February 2018

Oh, please don't forget. The " Onion" is satire.

اوه، لطفاً فراموش نکنید. " Onion" یک کمدی موقعیت است.

منبع: CNN 10 Student English October 2020 Collection

Another Pegida cofounder described it a satire and said the movement would continue. Dina Numen reports.

یکی دیگر از هم بنیانگذاران Pegida آن را یک کمدی موقعیت توصیف کرد و گفت که جنبش ادامه خواهد داشت. دینا نومن گزارش می‌دهد.

منبع: BBC Listening January 2015 Collection

This brilliant, rambling satires is written in a colloquiql style.

این کمدی موقعیت درخشان و پر سر و صدا به سبک محاوره ای نوشته شده است.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

As seen in what passed for scathing satire at the time.

همانطور که در آن زمان برای کمدی موقعیت تند و گزنده دیده می شد.

منبع: Vox opinion

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید