cassia

[ایالات متحده]/ˈkæʃiə/
[بریتانیا]/kæsɪə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی دارچین؛ پوست دارچین کاسیا.
Word Forms
جمعcassias

عبارات و ترکیب‌ها

cassia bark

پوست درخت کاشیا

cassia oil

روغن دارچین

cassia cinnamon

دارچین سینامونی

cassia leaves

برگ‌های دارچین

cassia tea

چای دارچین

cassia powder

پودر دارچین

cassia extract

عصاره دارچین

cassia fragrance

عطر دارچین

cassia spice

ادویه دارچین

cassia tree

درخت دارچین

جملات نمونه

cassia is often used in traditional medicine.

کاسیا اغلب در طب سنتی استفاده می‌شود.

i love the aroma of cassia in my cooking.

من عاشق عطر کاسیا در آشپزی خودم هستم.

cassia can be found in many spice blends.

کاسیا را می‌توان در بسیاری از ترکیبات ادویه یافت.

she sprinkled cassia on her dessert for extra flavor.

او برای طعم بیشتر، کاسیا را روی دسر خود پاشید.

cassia has a long history in herbal remedies.

کاسیا سابقه طولانی در درمان‌های گیاهی دارد.

he prefers cassia over regular cinnamon.

او ترجیح می‌دهد کاسیا را نسبت به دارچین معمولی.

in some cultures, cassia is considered a symbol of prosperity.

در برخی فرهنگ‌ها، کاسیا به عنوان نمادی از رفاه در نظر گرفته می‌شود.

cassia tea is known for its health benefits.

چای کاسیا به دلیل فواید سلامتی آن شناخته شده است.

she added cassia to her herbal tea for flavor.

او برای طعم، کاسیا را به چای گیاهی خود اضافه کرد.

the recipe calls for ground cassia as a spice.

دستور غذا نیاز به کاسیا آسیاب شده به عنوان ادویه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید