cinnamon

[ایالات متحده]/'sɪnəmən/
[بریتانیا]/'sɪnəmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی درخت در جنس Cinnamomum، ادویه‌ای که از پوست داخلی آن تهیه می‌شود
adj. دارای رنگ قهوه‌ای مایل به زرد روشن، مانند دارچین
Word Forms
جمعcinnamons

عبارات و ترکیب‌ها

cinnamon rolls

نان دارچین

cinnamon spice

دارچین

cinnamon bark

پوست درخت دارچین

cinnamon oil

روغن دارچین

جملات نمونه

produce crotonic acid ,pyrosulfuryl chloride,cinnamyl chloride,hydrochloric acid cinnamon piperazine,etc.

تولید اسید کرتونیک، کلرید پیروسولفوریل، کلرید سینامیل، اسید سینامیک هیدروکلریک، پیپرازین و غیره.

They are Eucalytus, Fennel, Mint, Catechu, Cinnamon, Commiphora, Glycyrrhiza, Ratanhia, Myrrhis, Clove, Salvia, Anise , Chamomila , Echincea.

آنها درختان اکالیپتوس، رازیانه، نعناع، کاtekچو، دارچین، کامفور، گلایسیریزا، راتانیا، میرریس، میخک، سالویا، انیسه، بابونه، اکیناسا هستند.

Cinnamon Bark, Ginger Root, Natural Peach Flavor, Licorice Root, Orange Peel, Parsley Leaf, Fo-Ti Root, Cornsilk Stamens, Bilberry Leaf, Cardamom Seed, Clove Bud and Black Pepper.

بابونه، زنجبیل، طعم طبیعی هلو، ریشه شیرین‌بیان، پوست پرتقال، برگ گشنیز، ریشه فو-تی، جامه‌های ذرت، برگ بلوبری، تخم کاردمن، جوانه میخک و فلفل سیاه.

These materials reveal that Holocene paleosol around Xi′an formed during Megathermal is luvic cinnamon soil developing in warm and humid climate but not developing in subarid climate.

این مواد نشان می‌دهد که پسول پليوسن هولوسن در اطراف شيآن در طول دوره مگاترمل، خاک لويیک دارچین است که در آب و هوای گرم و مرطوب در حال شکل‌گیری است اما در آب و هوای نیمه‌خشک در حال شکل‌گیری نیست.

Key ingredients: Sodium lauryl sulfate, suma brazilian ginseng, essential oils of juniper berry, cinnamon, armoise, oakmoss and geranium, hydrolozed wheat protein

مواد اصلی: نمک لوريل سولفات، پنسا برزیلی جنسینگ، اسانس‌های توت ارک، دارچین، آرمايس، درخت بلوط، و گرانول، پروتئین گندم هیدرولیز شده

A tropical Asian evergreen tree (Tamarindus indica) having pinnately compound leaves, pale yellow flowers, and thick, cinnamon-brown pods containing an edible acid pulp.

یک درخت همیشه سبز گرمسیری آسیایی (تاماریندوس ایندیکا) با برگ‌های مرکب، گل‌های زرد کمرنگ و غلاف‌های ضخیم و قهوه‌ای دارچینی که حاوی پالپ اسیدی خوراکی است.

A little bag like that used in finger pressing is applied, with fifteen aromatic plants including wheat, cinnamon, yellow ginger powder, monarda, lavender, lime peel and moss rose contained in it.

یک کیسه کوچک مانند آن که در انگشت‌گذاری استفاده می‌شود، با پانزده گیاه معطر از جمله گندم، دارچین، پودر زنجبیله زرد، موناردا، اسطوخودوس، پوست لیمو و گل سرخ پوشانده شده، استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید