cavalierly

[ایالات متحده]/ˌkævə'lirli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای شوالیه‌وار، با غرور

جملات نمونه

He cavalierly dismissed her concerns.

او به طرز بی‌خیالی نگرانی‌های او را نادیده گرفت.

She cavalierly ignored the rules and did as she pleased.

او بی‌خیالانه قوانین را نادیده گرفت و هر کاری که دلش می‌خواست انجام داد.

The manager cavalierly rejected the proposal without considering its merits.

مدیر پیشنهاد را بدون در نظر گرفتن مزایای آن، به طرز بی‌خیالی رد کرد.

He cavalierly made promises he knew he couldn't keep.

او قول‌هایی را که می‌دانست نمی‌تواند نگه دارد، به طرز بی‌خیالی داد.

She cavalierly brushed off the criticism and continued with her work.

او انتقادات را به طرز بی‌خیالی دور کرد و به کار خود ادامه داد.

The company cavalierly disregarded the safety regulations, putting workers at risk.

شرکت مقررات ایمنی را به طرز بی‌خیالی نادیده گرفت و باعث به خطر افتادن کارگران شد.

He cavalierly assumed he would win the competition without putting in much effort.

او به طرز بی‌خیالی فرض کرد که بدون تلاش زیاد، برنده مسابقه خواهد شد.

She cavalierly spent all her money without thinking about the consequences.

او تمام پول خود را بدون فکر کردن به عواقب آن، به طرز بی‌خیالی خرج کرد.

The politician cavalierly dismissed the concerns of the citizens, leading to public outrage.

سیاستمدار به طرز بی‌خیالی نگرانی‌های شهروندان را نادیده گرفت که منجر به خشم عمومی شد.

He cavalierly made jokes about a serious matter, offending those around him.

او درباره یک موضوع جدی به طرز بی‌خیالی شوخی کرد و باعث ناراحتی اطرافیان شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید