celebrated

[ایالات متحده]/ˈselɪbreɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈselɪbreɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشهور، معروف
Word Forms
قسمت سوم فعلcelebrated
زمان گذشتهcelebrated

عبارات و ترکیب‌ها

celebrated author

نویسنده مشهور

celebrated musician

موسیقیدان مشهور

celebrated artist

هنرمند مشهور

جملات نمونه

he celebrated holy communion.

او محفل مقدس را جشن گرفت.

a celebrated patron of the arts.

یک حامی هنر مشهور.

a celebrated clarinet virtuoso.

یک نوازنده کلارینت مشهور.

a celebrated passage from Shakespeare.

یک قطعه مشهور از نمایشنامه ویلیام شکسپیر.

He is a celebrated novelist.

او یک رمان‌نویس مشهور است.

staff celebrated the twenty-fifth birthday of the paper.

کارکنسان پنجاهمین سالگرد انتشار روزنامه را جشن گرفتند.

she celebrated with a glass of schnapps.

او با یک لیوان شناپس جشن گرفت.

He celebrated his birthday with a banquet.

او تولد خود را با یک ضیافت جشن گرفت.

We celebrated the New Year with a dance party.

ما سال نو را با یک مهمانی رقص جشن گرفتیم.

went out and celebrated after the victory.

بعد از پیروزی بیرون رفتند و جشن گرفتند.

The city is celebrated for its beautiful scenery.

این شهر به خاطر مناظر زیبایش مشهور است.

The actor was celebrated for drinking too much.

بازیگر به دلیل نوشیدن بیش از حد مورد تحسین قرار گرفت.

Venice is celebrated for its beautiful buildings.

ونیز به خاطر ساختمان‌های زیبایش مشهور است.

He has become celebrated as an artist.

او به عنوان یک هنرمند مشهور شده است.

he celebrated by tossing his hat high in the air.

او با پرتاب کلاهش به هوا جشن گرفت.

despite her dislike of publicity, she was quite a celebrated figure.

با وجود بی علاقگی او به تبلیغات، او شخصیتی بسیار مشهور بود.

he celebrated his safe return from the war.

او بازگشت ایمن خود از جنگ را جشن گرفت.

200 campaign volunteers celebrated during wrap-up festivities.

200 داوطلب کمپین در جشن‌های پایانی جشن گرفتند.

نمونه‌های واقعی

How is the Chinese Lantern Festival celebrated?

چگونه جشن فانوس چینی گرامی داشت می‌شود؟

منبع: 2024 New Year Special Edition

They celebrated their adulthood at the school playground.

آنها به مناسبت رسیدن به سن قانونی در زمین بازی مدرسه جشن گرفتند.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Even the mascots that you once celebrated.

حتی نمادهایی که زمانی جشن گرفته بودید.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

World refugee day was first celebrated in 2001

روز جهانی پناهندگان برای اولین بار در سال 2001 جشن گرفته شد.

منبع: VOA Standard English_Americas

Remember, success is meant to be celebrated and shared.

به یاد داشته باشید، موفقیت برای جشن گرفتن و به اشتراک گذاشتن است.

منبع: English multiple choice exercise.

All the success that you make should be celebrated, right?

همه موفقیت‌هایی که کسب می‌کنید باید جشن گرفته شوند، درسته؟

منبع: Psychology Mini Class

We hope that if you celebrated you had a Happy Hanukah.

امیدواریم اگر جشن گرفته‌اید، هاناکا شادی‌بخشی داشته باشید.

منبع: CNN 10 Student English December 2021 Collection

Festivals like Eid, traditionally celebrated with family, increase this craving.

جشنواره‌هایی مانند عید، که به طور سنتی با خانواده جشن گرفته می‌شوند، این اشتیاق را افزایش می‌دهند.

منبع: VOA Standard September 2015 Collection

This year, it will be celebrated on Monday, May 31st.

امسال، این روز را در روز دوشنبه، 31 مه جشن خواهند گرفت.

منبع: Advanced Daily Grammar (Audio Version)

Thanksgiving is always celebrated on the last Thursday in November.

روز شکرگزاری همیشه در آخرین پنجشنبه ماه نوامبر جشن گرفته می‌شود.

منبع: CNN Listening Compilation October 2013

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید