cerebrally

[ایالات متحده]/[ˌsɛrɪˈbræli]/
[بریتانیا]/[ˌsɛrɪˈbræli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که به مغز مربوط می‌شود؛ از نظر ذهنی؛ به گونه‌ای که شامل تفکر یا استدلال می‌شود؛ با دقت.

عبارات و ترکیب‌ها

cerebrally challenged

چالش‌برانگیز مغزی

cerebrally engaging

جذاب مغزی

cerebrally stimulating

تحریک‌کننده مغزی

cerebrally active

فعال مغزی

cerebrally demanding

مطابق با نیازهای مغزی

cerebrally speaking

از نظر مغزی

cerebrally inclined

تمایل مغزی

cerebrally processed

پردازش شده توسط مغز

cerebrally focused

متمرکز مغزی

cerebrally complex

پیچیده مغزی

جملات نمونه

she approached the problem cerebrally, analyzing all possible outcomes.

او با رویکردی ذهنی به مشکل پرداخت و تمام نتایج احتمالی را تجزیه و تحلیل کرد.

the artist cerebrally designed the sculpture, considering its impact on viewers.

هنرمند مجسمه را با طراحی ذهنی طراحی کرد و تاثیر آن بر بینندگان را در نظر گرفت.

he cerebrally debated the issue, presenting logical arguments and counterarguments.

او مسئله را به صورت ذهنی مورد بحث قرار داد و استدلال‌های منطقی و ضد استدلال‌ها را ارائه کرد.

the team cerebrally strategized their approach to the complex project.

تیم با یک استراتژی ذهنی به پروژه پیچیده پرداخت.

the philosopher cerebrally explored the nature of consciousness and reality.

فیلسوف به طور ذهنی ماهیت آگاهی و واقعیت را بررسی کرد.

the lawyer cerebrally prepared for the cross-examination, anticipating potential challenges.

وکیل برای بازجویی حضوری به طور ذهنی آماده شد و چالش‌های احتمالی را پیش‌بینی کرد.

the scientist cerebrally investigated the phenomenon, seeking a rational explanation.

دانشمند پدیده را به طور ذهنی بررسی کرد و به دنبال یک توضیح منطقی بود.

he cerebrally considered the implications of his decision before acting.

او قبل از اقدام کردن، پیامدهای تصمیم خود را به طور ذهنی در نظر گرفت.

the writer cerebrally crafted the narrative, weaving together intricate plot lines.

نویسنده داستان را با طراحی ذهنی ساخت و خطوط داستانی پیچیده را با هم بافت.

the musician cerebrally composed the piece, focusing on harmonic complexity.

آهنگساز قطعه را با طراحی ذهنی ساخت و بر پیچیدگی هارمونیک تمرکز کرد.

the student cerebrally tackled the challenging exam questions.

دانشجو با رویکردی ذهنی به سوالات دشوار امتحان پرداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید