chalk-like texture
سختی مانند چربی
chalk-like finish
پایانی مانند چربی
felt chalk-like
احساس مانند چربی
chalk-like residue
مایع مانند چربی
appeared chalk-like
به نظر میرسد مانند چربی
chalk-like surface
سطح مانند چربی
with a chalk-like
با چربی مانند
chalk-like coating
پوشش مانند چربی
chalk-like dust
پودر مانند چربی
chalk-like appearance
رویش مانند چربی
the cave walls had a chalk-like texture, rough and uneven.
پیشزمینههای این غار دارای سطحی شبیه به چکل، خشن و ناهموار بود.
his skin felt chalk-like and dry after spending hours in the sun.
پوست او پس از چند ساعت در زیر خورشید، خشک و شبیه به چکل حس میشد.
the residue on the lens was chalk-like, easily wiped away.
پسماند روی لنز شبیه به چکل بود و به سادگی پاک میشد.
the paint had a chalk-like finish, matte and non-reflective.
رنگ دارای پایانی شبیه به چکل، مات و غیرواقعی بود.
she described the soil as chalk-like, almost white in color.
او خاک را شبیه به چکل توصیف کرد، تقریباً سفید رنگ.
the mineral deposit left a chalk-like film on the rocks.
تودههای معدنی یک لایهای شبیه به چکل روی سنگها گذاشت.
the artist used chalk-like pigments to create a soft effect.
هنرمند از رنگهایی شبیه به چکل استفاده کرد تا اثری نرم ایجاد کند.
the old plaster had a chalk-like consistency, crumbling easily.
گچ قدیمی دارای ساختاری شبیه به چکل بود و به راحتی خرد میشد.
the substance felt chalk-like and powdery when touched.
این ماده وقتی لمس میشد، شبیه به چکل و گرد بود.
the drawing had a chalk-like quality, giving it a vintage feel.
این نقاشی دارای ویژگیهایی شبیه به چکل بود، که آن را حس قدیمی میداد.
the clay felt chalk-like when dry, cracking under pressure.
کلیه وقتی خشک میشد، شبیه به چکل حس میشد و تحت فشار شکست.
chalk-like texture
سختی مانند چربی
chalk-like finish
پایانی مانند چربی
felt chalk-like
احساس مانند چربی
chalk-like residue
مایع مانند چربی
appeared chalk-like
به نظر میرسد مانند چربی
chalk-like surface
سطح مانند چربی
with a chalk-like
با چربی مانند
chalk-like coating
پوشش مانند چربی
chalk-like dust
پودر مانند چربی
chalk-like appearance
رویش مانند چربی
the cave walls had a chalk-like texture, rough and uneven.
پیشزمینههای این غار دارای سطحی شبیه به چکل، خشن و ناهموار بود.
his skin felt chalk-like and dry after spending hours in the sun.
پوست او پس از چند ساعت در زیر خورشید، خشک و شبیه به چکل حس میشد.
the residue on the lens was chalk-like, easily wiped away.
پسماند روی لنز شبیه به چکل بود و به سادگی پاک میشد.
the paint had a chalk-like finish, matte and non-reflective.
رنگ دارای پایانی شبیه به چکل، مات و غیرواقعی بود.
she described the soil as chalk-like, almost white in color.
او خاک را شبیه به چکل توصیف کرد، تقریباً سفید رنگ.
the mineral deposit left a chalk-like film on the rocks.
تودههای معدنی یک لایهای شبیه به چکل روی سنگها گذاشت.
the artist used chalk-like pigments to create a soft effect.
هنرمند از رنگهایی شبیه به چکل استفاده کرد تا اثری نرم ایجاد کند.
the old plaster had a chalk-like consistency, crumbling easily.
گچ قدیمی دارای ساختاری شبیه به چکل بود و به راحتی خرد میشد.
the substance felt chalk-like and powdery when touched.
این ماده وقتی لمس میشد، شبیه به چکل و گرد بود.
the drawing had a chalk-like quality, giving it a vintage feel.
این نقاشی دارای ویژگیهایی شبیه به چکل بود، که آن را حس قدیمی میداد.
the clay felt chalk-like when dry, cracking under pressure.
کلیه وقتی خشک میشد، شبیه به چکل حس میشد و تحت فشار شکست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید