chamfered edge
لبه با لبه گرد
chamfered corner
گوشه با لبه گرد
chamfered surface
سطح با لبه گرد
chamfered profile
پروفایل با لبه گرد
chamfered design
طراحی با لبه گرد
chamfered detail
جزئیات با لبه گرد
chamfered part
قطعه با لبه گرد
chamfered finish
پوشش با لبه گرد
chamfered joint
اتصال با لبه گرد
chamfered section
بخش با لبه گرد
the edges of the table were chamfered for safety.
لبههای میز برای ایمنی، با زاویه بریده شده بودند.
chamfered corners make the design more appealing.
گوشههای با زاویه بریده شده، طرح را جذابتر میکنند.
the architect specified chamfered edges in the blueprint.
معمار لبههای با زاویه بریده شده را در نقشهبرجسته مشخص کرد.
chamfered surfaces reduce stress concentrations in materials.
سطوح با زاویه بریده شده، تجمع تنش را در مواد کاهش میدهند.
he prefers chamfered profiles for his custom furniture.
او ترجیح میدهد پروفایلهای با زاویه بریده شده را برای مبلمان سفارشی خود انتخاب کند.
the metal parts were chamfered to facilitate assembly.
قطعات فلزی برای تسهیل مونتاژ، با زاویه بریده شدند.
chamfered edges can help prevent chipping.
لبههای با زاویه بریده شده میتوانند به جلوگیری از تراشه کمک کنند.
the design includes chamfered joints for better aesthetics.
طرح شامل اتصالات با زاویه بریده شده برای زیبایی بیشتر است.
chamfered edges are commonly used in modern cabinetry.
لبههای با زاویه بریده شده به طور معمول در کابینت مدرن استفاده میشوند.
he used a chamfered bit to shape the wood precisely.
او از یک مته با زاویه بریده شده برای شکل دادن دقیق به چوب استفاده کرد.
chamfered edge
لبه با لبه گرد
chamfered corner
گوشه با لبه گرد
chamfered surface
سطح با لبه گرد
chamfered profile
پروفایل با لبه گرد
chamfered design
طراحی با لبه گرد
chamfered detail
جزئیات با لبه گرد
chamfered part
قطعه با لبه گرد
chamfered finish
پوشش با لبه گرد
chamfered joint
اتصال با لبه گرد
chamfered section
بخش با لبه گرد
the edges of the table were chamfered for safety.
لبههای میز برای ایمنی، با زاویه بریده شده بودند.
chamfered corners make the design more appealing.
گوشههای با زاویه بریده شده، طرح را جذابتر میکنند.
the architect specified chamfered edges in the blueprint.
معمار لبههای با زاویه بریده شده را در نقشهبرجسته مشخص کرد.
chamfered surfaces reduce stress concentrations in materials.
سطوح با زاویه بریده شده، تجمع تنش را در مواد کاهش میدهند.
he prefers chamfered profiles for his custom furniture.
او ترجیح میدهد پروفایلهای با زاویه بریده شده را برای مبلمان سفارشی خود انتخاب کند.
the metal parts were chamfered to facilitate assembly.
قطعات فلزی برای تسهیل مونتاژ، با زاویه بریده شدند.
chamfered edges can help prevent chipping.
لبههای با زاویه بریده شده میتوانند به جلوگیری از تراشه کمک کنند.
the design includes chamfered joints for better aesthetics.
طرح شامل اتصالات با زاویه بریده شده برای زیبایی بیشتر است.
chamfered edges are commonly used in modern cabinetry.
لبههای با زاویه بریده شده به طور معمول در کابینت مدرن استفاده میشوند.
he used a chamfered bit to shape the wood precisely.
او از یک مته با زاویه بریده شده برای شکل دادن دقیق به چوب استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید