sloped

[ایالات متحده]/[ˈsləʊp]/
[بریتانیا]/[ˈsloʊp]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای شیب؛ مایل
v. شیب دادن؛ کاهش یافت
adv. به شیب یا کاهش
n. شیب

عبارات و ترکیب‌ها

sloped hillside

شیب تپه

sloped shoulders

پهلوهای شیب دار

sloped gently

به آرامی شیب دارد

sloped away

به سمت پایین شیب داد

sloped downwards

به سمت پایین شیب دارد

sloped field

میدان شیب دار

جملات نمونه

the roof was sloped to allow snow to slide off easily.

تکیه‌گاه به گونه‌ای مایل بود که بارش برف را به راحتی از روی آن جرثقیل شود.

the land sloped gently down to the river.

زمین به آرامی به سوی رودخانه مایل بود.

the road had a sloped shoulder for emergency stopping.

جاده دارای یک کناره مایل برای توقف اضطراری بود.

the ski slope was incredibly steep and sloped sharply.

شیب اسکی بسیار شیب‌لایی بود و به طور حاد مایل بود.

the garden featured a sloped lawn for visual interest.

باغ دارای یک چمن مایل برای جذب نظر بصری بود.

the window was sloped to maximize sunlight exposure.

پنجره به گونه‌ای مایل بود تا مواجهه با نور خورشید را به حداکثر برساند.

the driveway sloped upwards towards the garage.

جاده ورودی به سمت گاراژ به طور مایلی به بالا می‌رفت.

the hillside sloped down to a beautiful valley.

پهنه کوه به سوی یک دره زیبایی مایل به پایین می‌رفت.

the field sloped away from the house, creating a natural barrier.

زمین از خانه به سویی مایل بود که یک مانع طبیعی ایجاد می‌کرد.

the bridge had a sloped approach to accommodate different vehicle heights.

پل دارای یک رویاروی مایل برای پذیرش ارتفاعات مختلف وسایل نقلیه بود.

the photographer used a sloped filter to create a unique effect.

فotograf از یک فیلتر مایل برای ایجاد یک اثر منحصر به فرد استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید