routed

[ایالات متحده]/[ˈruːtɪd]/
[بریتانیا]/[ˈruːtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای مسیر مشخص.
v. هدایت کردن در یک مسیر مشخص؛ برنامه‌ریزی کردن یک مسیر برای چیزی یا کسی؛ تغییر مسیر ترافیک یا داده.

عبارات و ترکیب‌ها

routed through

مسیر یابی شده

completely routed

کاملاً مسیر یابی شده

routed the ball

توپ را مسیر یابی کرد

get routed

مسیر یابی شود

routed path

مسیر یابی شده

routed signal

سیگنال مسیر یابی شده

routed data

داده های مسیر یابی شده

routed connection

اتصال مسیر یابی شده

being routed

در حال مسیر یابی شدن

severely routed

به شدت مسیر یابی شده

جملات نمونه

the delivery truck routed through the city center.

کامیون تحویل از مرکز شهر عبور کرد.

we need to reroute the data packets for faster transmission.

ما نیاز داریم بسته‌های داده را برای انتقال سریع‌تر تغییر مسیر دهیم.

the hiking trail is routed along the riverbank.

مسیر پیاده‌روی در امتداد حاشیه رودخانه قرار دارد.

the phone call was routed to a different department.

تماس تلفنی به بخش دیگری هدایت شد.

the software automatically routed the error message to the administrator.

نرم‌افزار به‌طور خودکار پیام خطا را به مدیر ارسال کرد.

the train was routed onto a different track due to maintenance.

به دلیل تعمیرات، قطار به ریل دیگری هدایت شد.

the email was routed to my spam folder.

ایمیل به پوشه هرزنامه‌های من هدایت شد.

the network traffic was routed around the congested server.

ترافیک شبکه دور سرور شلوغ هدایت شد.

the application routed the request to the appropriate service.

برنامه درخواست را به سرویس مناسب هدایت کرد.

the flight was rerouted due to bad weather conditions.

به دلیل شرایط آب و هوای نامساعد، پرواز تغییر مسیر داد.

the cable was routed under the floorboards.

کابل زیر الوارهای کف قرار داده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید