chastises the child
مجازات کردن کودک
chastises the student
مجازات کردن دانشجو
chastises the employee
مجازات کردن کارمند
chastises his friend
دوستش را مجازات میکند
chastises her team
تیمش را مجازات میکند
chastises the group
گروه را مجازات میکند
chastises the player
بازیکن را مجازات میکند
chastises the audience
تماشاگران را مجازات میکند
chastises the leader
رهبر را مجازات میکند
she chastises her students for not completing their assignments.
او به دلیل عدم انجام تکالیف، شاگردان خود را سرزنش میکند.
the manager chastises the team for missing the deadline.
مدیر تیم را به دلیل از دست دادن مهلت مقرر سرزنش میکند.
he chastises himself for not studying harder.
او خودش را به دلیل تلاش نکردن بیشتر سرزنش میکند.
parents often chastise their children for bad behavior.
والدین اغلب فرزندان خود را به دلیل رفتار بد سرزنش میکنند.
the coach chastises the players for their lack of effort.
مربی بازیکنان را به دلیل نداشتن تلاش سرزنش میکند.
she chastises her dog for digging in the garden.
او سگ خود را به دلیل کندن باغچه سرزنش میکند.
the teacher chastises the class for talking during the lesson.
معلم کلاس را به دلیل صحبت کردن در طول درس سرزنش میکند.
he chastises his friend for being late to the meeting.
او دوست خود را به دلیل دیر رسیدن به جلسه سرزنش میکند.
she chastises herself for not taking the opportunity.
او خودش را به دلیل از دست دادن فرصت سرزنش میکند.
the editor chastises the writer for grammatical errors.
ویراستار نویسنده را به دلیل اشتباهات گرامری سرزنش میکند.
chastises the child
مجازات کردن کودک
chastises the student
مجازات کردن دانشجو
chastises the employee
مجازات کردن کارمند
chastises his friend
دوستش را مجازات میکند
chastises her team
تیمش را مجازات میکند
chastises the group
گروه را مجازات میکند
chastises the player
بازیکن را مجازات میکند
chastises the audience
تماشاگران را مجازات میکند
chastises the leader
رهبر را مجازات میکند
she chastises her students for not completing their assignments.
او به دلیل عدم انجام تکالیف، شاگردان خود را سرزنش میکند.
the manager chastises the team for missing the deadline.
مدیر تیم را به دلیل از دست دادن مهلت مقرر سرزنش میکند.
he chastises himself for not studying harder.
او خودش را به دلیل تلاش نکردن بیشتر سرزنش میکند.
parents often chastise their children for bad behavior.
والدین اغلب فرزندان خود را به دلیل رفتار بد سرزنش میکنند.
the coach chastises the players for their lack of effort.
مربی بازیکنان را به دلیل نداشتن تلاش سرزنش میکند.
she chastises her dog for digging in the garden.
او سگ خود را به دلیل کندن باغچه سرزنش میکند.
the teacher chastises the class for talking during the lesson.
معلم کلاس را به دلیل صحبت کردن در طول درس سرزنش میکند.
he chastises his friend for being late to the meeting.
او دوست خود را به دلیل دیر رسیدن به جلسه سرزنش میکند.
she chastises herself for not taking the opportunity.
او خودش را به دلیل از دست دادن فرصت سرزنش میکند.
the editor chastises the writer for grammatical errors.
ویراستار نویسنده را به دلیل اشتباهات گرامری سرزنش میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید