chastises

[ایالات متحده]/ˈtʃæs.taɪz /
[بریتانیا]/CHAS-tihz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شدت مجازات می‌کند، به ویژه با ضرب و شتم یا سرزنش.

عبارات و ترکیب‌ها

chastises the child

مجازات کردن کودک

chastises the student

مجازات کردن دانشجو

chastises the employee

مجازات کردن کارمند

chastises his friend

دوستش را مجازات می‌کند

chastises her team

تیمش را مجازات می‌کند

chastises the group

گروه را مجازات می‌کند

chastises the player

بازیکن را مجازات می‌کند

chastises the audience

تماشاگران را مجازات می‌کند

chastises the leader

رهبر را مجازات می‌کند

جملات نمونه

she chastises her students for not completing their assignments.

او به دلیل عدم انجام تکالیف، شاگردان خود را سرزنش می‌کند.

the manager chastises the team for missing the deadline.

مدیر تیم را به دلیل از دست دادن مهلت مقرر سرزنش می‌کند.

he chastises himself for not studying harder.

او خودش را به دلیل تلاش نکردن بیشتر سرزنش می‌کند.

parents often chastise their children for bad behavior.

والدین اغلب فرزندان خود را به دلیل رفتار بد سرزنش می‌کنند.

the coach chastises the players for their lack of effort.

مربی بازیکنان را به دلیل نداشتن تلاش سرزنش می‌کند.

she chastises her dog for digging in the garden.

او سگ خود را به دلیل کندن باغچه سرزنش می‌کند.

the teacher chastises the class for talking during the lesson.

معلم کلاس را به دلیل صحبت کردن در طول درس سرزنش می‌کند.

he chastises his friend for being late to the meeting.

او دوست خود را به دلیل دیر رسیدن به جلسه سرزنش می‌کند.

she chastises herself for not taking the opportunity.

او خودش را به دلیل از دست دادن فرصت سرزنش می‌کند.

the editor chastises the writer for grammatical errors.

ویراستار نویسنده را به دلیل اشتباهات گرامری سرزنش می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید