chatters

[ایالات متحده]/ˈtʃætərz/
[بریتانیا]/ˈtʃætərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زیاد صحبت کردن؛ ایجاد صداهای مداوم و سریع؛ غیبت کردن یا به طور آزاردهنده درباره دیگران صحبت کردن؛ ایجاد صدای جیک جیک، مانند دندان‌ها یا ماشین‌آلات

عبارات و ترکیب‌ها

baby chatters

بچه صدا می‌کند

bird chatters

پرنده صدا می‌کند

chatters away

به طور مداوم صدا می‌کند

chatters loudly

با صدای بلند صدا می‌کند

chatters excitedly

با هیجان صدا می‌کند

girl chatters

دختر صدا می‌کند

chatters non-stop

بدون توقف صدا می‌کند

chatters cheerfully

با خوشحالی صدا می‌کند

chatters nervously

با اضطراب صدا می‌کند

chatters away happily

با خوشحالی به طور مداوم صدا می‌کند

جملات نمونه

the baby chatters happily in her crib.

بچه در تخت خود با خوشحالی حرف می‌زند.

he chatters away about his weekend plans.

او در مورد برنامه‌های آخر هفته‌اش با خوشحالی صحبت می‌کند.

the birds chatters in the trees at dawn.

پرندگان در سحرگاه در درختان با خوشحالی حرف می‌زنند.

she chatters to her friends during lunch.

او در هنگام ناهار با دوستانش با خوشحالی صحبت می‌کند.

the children chatters excitedly about their trip.

کودکان با هیجان در مورد سفر خود با خوشحالی صحبت می‌کنند.

he can't stop chatters when he's nervous.

وقتی عصبی است نمی‌تواند صحبت کردن را متوقف کند.

the old man chatters about his youth.

مرد پیر در مورد جوانی‌اش با خوشحالی صحبت می‌کند.

she enjoys the sound of chatters in the café.

او از صدای صحبت کردن در کافه لذت می‌برد.

the dog chatters happily when it sees its owner.

وقتی صاحب خود را می‌بیند سگ با خوشحالی حرف می‌زند.

they chatters non-stop during the meeting.

آنها در طول جلسه بدون توقف صحبت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید