baby chatters
بچه صدا میکند
bird chatters
پرنده صدا میکند
chatters away
به طور مداوم صدا میکند
chatters loudly
با صدای بلند صدا میکند
chatters excitedly
با هیجان صدا میکند
girl chatters
دختر صدا میکند
chatters non-stop
بدون توقف صدا میکند
chatters cheerfully
با خوشحالی صدا میکند
chatters nervously
با اضطراب صدا میکند
chatters away happily
با خوشحالی به طور مداوم صدا میکند
the baby chatters happily in her crib.
بچه در تخت خود با خوشحالی حرف میزند.
he chatters away about his weekend plans.
او در مورد برنامههای آخر هفتهاش با خوشحالی صحبت میکند.
the birds chatters in the trees at dawn.
پرندگان در سحرگاه در درختان با خوشحالی حرف میزنند.
she chatters to her friends during lunch.
او در هنگام ناهار با دوستانش با خوشحالی صحبت میکند.
the children chatters excitedly about their trip.
کودکان با هیجان در مورد سفر خود با خوشحالی صحبت میکنند.
he can't stop chatters when he's nervous.
وقتی عصبی است نمیتواند صحبت کردن را متوقف کند.
the old man chatters about his youth.
مرد پیر در مورد جوانیاش با خوشحالی صحبت میکند.
she enjoys the sound of chatters in the café.
او از صدای صحبت کردن در کافه لذت میبرد.
the dog chatters happily when it sees its owner.
وقتی صاحب خود را میبیند سگ با خوشحالی حرف میزند.
they chatters non-stop during the meeting.
آنها در طول جلسه بدون توقف صحبت میکنند.
baby chatters
بچه صدا میکند
bird chatters
پرنده صدا میکند
chatters away
به طور مداوم صدا میکند
chatters loudly
با صدای بلند صدا میکند
chatters excitedly
با هیجان صدا میکند
girl chatters
دختر صدا میکند
chatters non-stop
بدون توقف صدا میکند
chatters cheerfully
با خوشحالی صدا میکند
chatters nervously
با اضطراب صدا میکند
chatters away happily
با خوشحالی به طور مداوم صدا میکند
the baby chatters happily in her crib.
بچه در تخت خود با خوشحالی حرف میزند.
he chatters away about his weekend plans.
او در مورد برنامههای آخر هفتهاش با خوشحالی صحبت میکند.
the birds chatters in the trees at dawn.
پرندگان در سحرگاه در درختان با خوشحالی حرف میزنند.
she chatters to her friends during lunch.
او در هنگام ناهار با دوستانش با خوشحالی صحبت میکند.
the children chatters excitedly about their trip.
کودکان با هیجان در مورد سفر خود با خوشحالی صحبت میکنند.
he can't stop chatters when he's nervous.
وقتی عصبی است نمیتواند صحبت کردن را متوقف کند.
the old man chatters about his youth.
مرد پیر در مورد جوانیاش با خوشحالی صحبت میکند.
she enjoys the sound of chatters in the café.
او از صدای صحبت کردن در کافه لذت میبرد.
the dog chatters happily when it sees its owner.
وقتی صاحب خود را میبیند سگ با خوشحالی حرف میزند.
they chatters non-stop during the meeting.
آنها در طول جلسه بدون توقف صحبت میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید