costliness

[ایالات متحده]/ˈkɒstlinəs/
[بریتانیا]/ˈkɔːstlinəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت گران بودن؛ وضعیت هزینه‌بر بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

high costliness

هزینه بالای

costliness of living

هزینه بالای زندگی

costliness of goods

هزینه بالای کالاها

costliness issue

مشکل هزینه بالا

costliness factor

عامل هزینه بالا

costliness concern

نگرانی در مورد هزینه بالا

costliness impact

تاثیر هزینه بالا

costliness analysis

تجزیه و تحلیل هزینه بالا

costliness reduction

کاهش هزینه بالا

costliness assessment

ارزیابی هزینه بالا

جملات نمونه

the costliness of luxury items often deters many consumers.

هزینه بالای کالاهای لوکس اغلب بسیاری از مصرف کنندگان را منصرف می کند.

costliness is not always an indicator of quality.

هزینه بالا همیشه نشان دهنده کیفیت نیست.

many people are unaware of the costliness of their habits.

بسیاری از مردم از هزینه بالای عادت های خود آگاه نیستند.

the costliness of living in urban areas is rising.

هزینه زندگی در مناطق شهری در حال افزایش است.

costliness can be a barrier to education for some students.

هزینه بالا می تواند مانعی برای تحصیل برخی از دانش آموزان باشد.

she was surprised by the costliness of the restaurant's menu.

او از هزینه بالای منوی رستوران تعجب کرد.

the costliness of healthcare is a major concern for families.

هزینه بالای مراقبت های بهداشتی یک نگرانی بزرگ برای خانواده ها است.

costliness often leads to a search for cheaper alternatives.

هزینه بالا اغلب منجر به جستجو برای جایگزین های ارزان تر می شود.

investors are wary of the costliness of certain assets.

سرمایه گذاران نسبت به هزینه بالای دارایی های خاص محتاط هستند.

the costliness of repairs can be overwhelming for homeowners.

هزینه تعمیرات می تواند برای صاحبان خانه طاقت فرسا باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید