christenings

[ایالات متحده]/ˈkrɪs.tən.ɪŋz/
[بریتانیا]/ˈkrɪs.ən.ɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مراسم غسل تعمید و نامگذاری یک کودک

عبارات و ترکیب‌ها

family christenings

تعمید خانوادگی

church christenings

تعمید کلیسایی

infant christenings

تعمید نوزادان

traditional christenings

تعمیدهای سنتی

private christenings

تعمیدهای خصوصی

public christenings

تعمیدهای عمومی

outdoor christenings

تعمید در فضای باز

group christenings

تعمید گروهی

special christenings

تعمیدهای ویژه

celebratory christenings

تعمیدهای جشن

جملات نمونه

many families celebrate christenings with a big party.

بسیاری از خانواده‌ها جشن غسل تعمید را با یک مهمانی بزرگ جشن می‌گیرند.

christenings are often held in a church.

غسل تعمید اغلب در کلیسا برگزار می‌شود.

they invited friends and relatives to the christenings.

آنها دوستان و بستگان را به غسل تعمید دعوت کردند.

she wore a beautiful dress for her child's christenings.

او لباس زیبایی برای غسل تعمید فرزندش پوشید.

christenings can be a significant event in a family's life.

غسل تعمید می‌تواند یک رویداد مهم در زندگی یک خانواده باشد.

the priest performed the christenings with great care.

کشیش غسل تعمید را با دقت فراوان انجام داد.

we took many photos during the christenings ceremony.

ما در طول مراسم غسل تعمید عکس‌های زیادی گرفتیم.

traditionally, christenings include the giving of gifts.

به طور سنتی، غسل تعمید شامل اهدای هدایا می‌شود.

they chose a special date for their baby's christenings.

آنها یک تاریخ خاص را برای غسل تعمید نوزاد خود انتخاب کردند.

after the christenings, everyone enjoyed a lovely meal together.

پس از غسل تعمید، همه از یک وعده غذایی زیبا با هم لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید