chronologise events
مرتبسازی رویدادها
chronologise data
مرتبسازی دادهها
chronologise history
مرتبسازی تاریخ
chronologise information
مرتبسازی اطلاعات
chronologise records
مرتبسازی سوابق
chronologise events timeline
مرتبسازی جدول زمانی رویدادها
chronologise activities
مرتبسازی فعالیتها
chronologise findings
مرتبسازی یافتهها
chronologise processes
مرتبسازی فرآیندها
chronologise narratives
مرتبسازی روایتها
we need to chronologise the events of the project.
ما نیاز داریم رویدادهای پروژه را به ترتیب زمانی مرتب کنیم.
it's essential to chronologise historical data accurately.
دقت در ترتیب زمانی دادههای تاریخی ضروری است.
she decided to chronologise her travels in a journal.
او تصمیم گرفت سفر خود را به ترتیب زمانی در یک دفتر خاطرات ثبت کند.
can you help me chronologise the milestones of our company?
آیا میتوانید به من کمک کنید تا نقاط عطف شرکت ما را به ترتیب زمانی مرتب کنم؟
they asked me to chronologise the findings from the research.
از من خواستند تا یافتههای حاصل از تحقیقات را به ترتیب زمانی مرتب کنم.
to understand the story better, we should chronologise the events.
برای درک بهتر داستان، باید رویدادها را به ترتیب زمانی مرتب کنیم.
he plans to chronologise his family's history for future generations.
او قصد دارد تاریخچه خانواده خود را برای نسلهای آینده به ترتیب زمانی مرتب کند.
it's helpful to chronologise your tasks for better time management.
مرتب کردن وظایف خود به ترتیب زمانی برای مدیریت بهتر زمان مفید است.
we should chronologise the changes in the environment over the years.
ما باید تغییرات محیط زیست را در طول سالها به ترتیب زمانی مرتب کنیم.
he was advised to chronologise his achievements for his resume.
به او توصیه شد دستاوردهای خود را برای رزومه خود به ترتیب زمانی مرتب کند.
chronologise events
مرتبسازی رویدادها
chronologise data
مرتبسازی دادهها
chronologise history
مرتبسازی تاریخ
chronologise information
مرتبسازی اطلاعات
chronologise records
مرتبسازی سوابق
chronologise events timeline
مرتبسازی جدول زمانی رویدادها
chronologise activities
مرتبسازی فعالیتها
chronologise findings
مرتبسازی یافتهها
chronologise processes
مرتبسازی فرآیندها
chronologise narratives
مرتبسازی روایتها
we need to chronologise the events of the project.
ما نیاز داریم رویدادهای پروژه را به ترتیب زمانی مرتب کنیم.
it's essential to chronologise historical data accurately.
دقت در ترتیب زمانی دادههای تاریخی ضروری است.
she decided to chronologise her travels in a journal.
او تصمیم گرفت سفر خود را به ترتیب زمانی در یک دفتر خاطرات ثبت کند.
can you help me chronologise the milestones of our company?
آیا میتوانید به من کمک کنید تا نقاط عطف شرکت ما را به ترتیب زمانی مرتب کنم؟
they asked me to chronologise the findings from the research.
از من خواستند تا یافتههای حاصل از تحقیقات را به ترتیب زمانی مرتب کنم.
to understand the story better, we should chronologise the events.
برای درک بهتر داستان، باید رویدادها را به ترتیب زمانی مرتب کنیم.
he plans to chronologise his family's history for future generations.
او قصد دارد تاریخچه خانواده خود را برای نسلهای آینده به ترتیب زمانی مرتب کند.
it's helpful to chronologise your tasks for better time management.
مرتب کردن وظایف خود به ترتیب زمانی برای مدیریت بهتر زمان مفید است.
we should chronologise the changes in the environment over the years.
ما باید تغییرات محیط زیست را در طول سالها به ترتیب زمانی مرتب کنیم.
he was advised to chronologise his achievements for his resume.
به او توصیه شد دستاوردهای خود را برای رزومه خود به ترتیب زمانی مرتب کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید