chubbier than
چاقتر از
look chubbier
چاقتر به نظر برسد
getting chubbier
در حال چاق شدن
chubbier cheeks
گونههای چاقتر
chubbier baby
نوزاد چاقتر
chubbier than ever
چاقتر از همیشه
feeling chubbier
احساس چاقتر بودن
chubbier pets
حیوانات خانگی چاقتر
chubbier figures
اندامهای چاقتر
chubbier friends
دوستان چاقتر
after the holidays, i noticed i felt chubbier than before.
بعد از تعطیلات، متوجه شدم که از قبل چاقتر شدهام.
the puppy is getting chubbier every day.
هر روز توله سگ چاقتر میشود.
she prefers her clothes to fit a little chubbier.
او ترجیح میدهد لباسهایش کمی چاقتر باشد.
his cheeks look chubbier in that photo.
گونههایش در آن عکس چاقتر به نظر میرسند.
eating too many sweets made me chubbier this year.
خوردن بیش از حد شیرینی باعث شد امسال چاقتر شوم.
she joked that her cat is getting chubbier.
او شوخی کرد و گفت گربهاش دارد چاقتر میشود.
my little brother looks chubbier after the summer vacation.
برادر کوچکم بعد از تعطیلات تابستان چاقتر به نظر میرسد.
he claims he feels chubbier but still loves his food.
او ادعا میکند که احساس میکند چاقتر شده، اما هنوز هم عاشق غذای خود است.
with the cold weather, i tend to feel chubbier in winter clothes.
با هوای سرد، معمولاً در لباسهای زمستانی احساس میکنم چاقترم.
she prefers her desserts to be a bit chubbier and richer.
او ترجیح میدهد دسرهای او کمی چاقتر و غنیتر باشند.
chubbier than
چاقتر از
look chubbier
چاقتر به نظر برسد
getting chubbier
در حال چاق شدن
chubbier cheeks
گونههای چاقتر
chubbier baby
نوزاد چاقتر
chubbier than ever
چاقتر از همیشه
feeling chubbier
احساس چاقتر بودن
chubbier pets
حیوانات خانگی چاقتر
chubbier figures
اندامهای چاقتر
chubbier friends
دوستان چاقتر
after the holidays, i noticed i felt chubbier than before.
بعد از تعطیلات، متوجه شدم که از قبل چاقتر شدهام.
the puppy is getting chubbier every day.
هر روز توله سگ چاقتر میشود.
she prefers her clothes to fit a little chubbier.
او ترجیح میدهد لباسهایش کمی چاقتر باشد.
his cheeks look chubbier in that photo.
گونههایش در آن عکس چاقتر به نظر میرسند.
eating too many sweets made me chubbier this year.
خوردن بیش از حد شیرینی باعث شد امسال چاقتر شوم.
she joked that her cat is getting chubbier.
او شوخی کرد و گفت گربهاش دارد چاقتر میشود.
my little brother looks chubbier after the summer vacation.
برادر کوچکم بعد از تعطیلات تابستان چاقتر به نظر میرسد.
he claims he feels chubbier but still loves his food.
او ادعا میکند که احساس میکند چاقتر شده، اما هنوز هم عاشق غذای خود است.
with the cold weather, i tend to feel chubbier in winter clothes.
با هوای سرد، معمولاً در لباسهای زمستانی احساس میکنم چاقترم.
she prefers her desserts to be a bit chubbier and richer.
او ترجیح میدهد دسرهای او کمی چاقتر و غنیتر باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید