chucking

[ایالات متحده]/ˈtʃʌkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtʃʌkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه گیره
v. به آرامی ضربه زدن; دور انداختن; رد کردن (شکل ing چاک)

عبارات و ترکیب‌ها

chucking it

پرتاب کردن آن

chucking away

دور انداختن

chucking out

بیرون انداختن

chucking rocks

پرتاب سنگ

chucking stuff

پرتاب وسایل

chucking bags

پرتاب کیسه‌ها

chucking darts

پرتاب دارت

chucking wood

پرتاب چوب

chucking trash

پرتاب زباله

chucking it all

پرتاب همه آن

جملات نمونه

she was chucking her old clothes into the donation bin.

او لباس‌های قدیمی‌اش را داخل سطل اهدای خیرین می‌انداخت.

he started chucking rocks into the lake for fun.

او برای تفریح شروع به پرتاب سنگ‌ها به داخل دریاچه کرد.

they were chucking around ideas for the new project.

آنها در حال مطرح کردن ایده‌ها برای پروژه جدید بودند.

after the game, the kids were chucking their bags into the car.

بعد از بازی، بچه‌ها کیسه‌های خود را داخل ماشین می‌انداختند.

she was chucking the ball to her dog in the park.

او توپ را به سمت سگش در پارک پرتاب می‌کرد.

he was chucking a few coins into the fountain for luck.

او برای خوش‌شانسی چند سکه در فواره انداخت.

they were chucking their worries aside and enjoying the moment.

آنها نگرانی‌های خود را کنار گذاشته و از لحظه لذت می‌بردند.

she was chucking her phone onto the couch in frustration.

او به دلیل ناراحتی، تلفن خود را روی مبل می‌انداخت.

he was chucking the leftovers into the fridge.

او غذای باقی‌مانده را داخل یخچال می‌انداخت.

they were chucking their plans out the window due to the rain.

آنها به دلیل باران برنامه‌های خود را کنار گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید