churchwoman

[ایالات متحده]/ˈtʃɜːtʃˌwʊmən/
[بریتانیا]/ˈtʃɜrʧˌwʊmən/

ترجمه

n. مؤمنه متعهد کلیسا؛ مؤمنه، به ویژه در کلیسای انگلستان
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

churchwoman leader

رهبر زن کلیسا

churchwoman role

نقش زن کلیسا

churchwoman group

گروه زن کلیسا

churchwoman meeting

جلسه زن کلیسا

churchwoman service

خدمات زن کلیسا

churchwoman network

شبکه زن کلیسا

churchwoman community

جامعه زن کلیسا

churchwoman outreach

رسالت زن کلیسا

churchwoman support

حمایت زن کلیسا

churchwoman event

رویداد زن کلیسا

جملات نمونه

the churchwoman organized a charity event.

زن کلیسا یک رویداد خیریه را سازماندهی کرد.

many churchwomen volunteer in their communities.

بسیاری از زنان کلیسا در جوامع خود داوطلبانه فعالیت می کنند.

the churchwoman led the prayer service.

زن کلیسا رهبری دعای خدمت را بر عهده داشت.

a churchwoman spoke about her faith journey.

یک زن کلیسا درباره سفر ایمان خود صحبت کرد.

the churchwoman offered guidance to the youth.

زن کلیسا به جوانان راهنمایی کرد.

she is a dedicated churchwoman with many responsibilities.

او یک زن کلیسای متعهد با مسئولیت های زیاد است.

the churchwoman's leadership inspired many.

رهبری زن کلیسا الهام بخش بسیاری بود.

a churchwoman shared her experiences at the conference.

یک زن کلیسا تجربیات خود را در کنفرانس به اشتراک گذاشت.

churchwomen often collaborate on community projects.

زنان کلیسا اغلب در پروژه های جامعه با یکدیگر همکاری می کنند.

the churchwoman advocated for social justice.

زن کلیسا از عدالت اجتماعی حمایت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید