circumlocution

[ایالات متحده]/ˌsɜːkəmləˈkjuːʃn/
[بریتانیا]/ˌsɜːrkəmləˈkjuːʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. راه غیرمستقیم یا دور از صحبت کردن، طفره رفتن، بیان پرحرف.
Word Forms

جملات نمونه

He is a master of circumlocution, always avoiding direct answers.

او در به کار بردن حاشیه نویسی مهارت دارد و همیشه از پاسخ دادن مستقیم اجتناب می کند.

Her speech was filled with unnecessary circumlocution, making it hard to understand.

سخنرانی او مملو از حاشیه نویسی غیر ضروری بود که درک آن را دشوار می کرد.

The politician's circumlocution frustrated the audience, who wanted clear answers.

حاشیه نویسی سیاستمدار باعث ناامیدی مخاطبان شد که به دنبال پاسخ های روشن بودند.

Using circumlocution can sometimes be seen as a way to appear more sophisticated.

استفاده از حاشیه نویسی گاهی اوقات می تواند به عنوان راهی برای نشان دادن هوش بیشتر تلقی شود.

The lawyer's circumlocution confused the jury, leading to a mistrial.

حاشیه نویسی وکیل باعث سردرگمی هیئت منصفه شد و منجر به تبریک غیرمنصفانه شد.

Avoiding circumlocution in writing can make your message more clear and concise.

اجتناب از حاشیه نویسی در نوشتار می تواند پیام شما را واضح تر و مختصرتر کند.

The student's circumlocution in the presentation was a result of nervousness.

حاشیه نویسی دانش آموز در ارائه نتیجه ای از استرس بود.

The professor encouraged students to avoid circumlocution and get straight to the point.

استاد از دانش آموزان خواست تا از حاشیه نویسی اجتناب کنند و مستقیماً به اصل مطلب بروند.

The journalist's circumlocution in the interview frustrated the interviewee, who wanted direct answers.

حاشیه نویسی روزنامه‌نگار در مصاحبه باعث ناامیدی مصاحبه‌شونده شد که به دنبال پاسخ‌های مستقیم بود.

Using circumlocution in negotiations can sometimes be a strategic move to buy time.

استفاده از حاشیه نویسی در مذاکرات گاهی اوقات می تواند یک حرکت استراتژیک برای به دست آوردن زمان باشد.

نمونه‌های واقعی

His decent reticence is branded as hypocrisy, his circumlocutions are roundly called lies, and his silence is vilified as treachery.

تمایل او به سکوت و کنجکاوی به عنوان ریاکاری شناخته می‌شود، صحبت‌های طولانی و پیچیده او به دروغ متهم می‌شود و سکوت او به عنوان خیانت مورد تمسخر قرار می‌گیرد.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

She had a good honest glance and used no circumlocution.

او نگاهی صادقانه و درست داشت و از صحبت‌های طولانی و پیچیده استفاده نکرد.

منبع: Middlemarch (Part Two)

Circumlocution means 'talking around something' and is assessed as a vocabulary skill.

چرخش کلمات به معنای 'صحبت کردن در مورد چیزی' است و به عنوان یک مهارت واژگانی ارزیابی می‌شود.

منبع: English Learning Series 3

The press told him so openly, and his friends emphasized the fact by their circumlocutions and evasions.

رسانه‌ها این را به طور آشکار به او گفتند و دوستانش با صحبت‌های طولانی و پیچیده و اجتناب خود این موضوع را تأکید کردند.

منبع: Humans and Ghosts (Part 1)

' Mr. Losberne, who appeared desirous of gaining time, recounted them at great length, and with much circumlocution.

' آقای لسبرن که به نظر می‌رسید می‌خواهد وقت بگذراند، آن‌ها را با طولانی‌گویی و پیچیدگی فراوان بازگو کرد.

منبع: Oliver Twist (Original Version)

The ability to use your vocabulary to describe something you don't have the exact word for is called circumlocution.

توانایی استفاده از واژگان خود برای توصیف چیزی که کلمه دقیق آن را ندارید، به آن چرخش کلمات می‌گویند.

منبع: English Learning Series 3

" Nothing will be gained by circumlocution, Isabel, " said Newton, a faintly malicious twinkle in his eye, in his fat precise way.

" هیچ چیز با چرخش کلمات به دست نمی‌آید، ایزابلا، " نیوتن گفت، با حالتی شیطنت‌آمیز در چشمانش، به روش چاق و دقیق خود.

منبع: Seek pleasure and have fun.

No affair had ever needed the assistance of deafness, impediments of speech, and all the incomprehensible circumlocutions with which Grandet enveloped his ideas, as much as the affair now in hand.

هیچ مسئله‌ای تا به حال به کمک ناشنوایی، مشکلات گفتاری و تمام چرخش‌های کلمات غیرقابل فهمی که گراندت ایده‌های خود را با آن پوشانده بود، به اندازه مسئله‌ای که اکنون در دست داشتیم، نیازی نداشته است.

منبع: Eugénie Grandet

But though I want to talk to you about the provinces for two hundred pages, I lack the requisite barbarity to make you undergo all the long-windedness and circumlocutions of a provincial dialogue.

اگرچه می‌خواهم در مورد استان‌ها با شما در طول دویست صفحه صحبت کنم، اما فاقد خشونت لازم برای اینکه شما تمام صحبت‌های طولانی و پیچیده یک گفتگوی استانی را تحمل کنید، هستم.

منبع: The Red and the Black (Part One)

My measures are broken through: This order commands me to deliver up to you the Sister Agnes without delay; I am therefore obliged to inform you without circumlocution, that on Friday last, She expired'.

اقدامات من نقض شده‌اند: این دستور به من دستور می‌دهد که خواهر اگنس را بدون تأخیر به شما تحویل دهم؛ بنابراین مجبورم بدون چرخش کلمات به شما اطلاع دهم که روز جمعه گذشته، او فوت کرد.

منبع: Monk (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید