indirectness

[ایالات متحده]/[ˌɪnˈdɪrˌektnəs]/
[بریتانیا]/[ˌɪnˈdɪrˌektnəs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت عدم مستقیم بودن؛ ابهام؛ روش صحبت یا رفتاری که مستقیمی را اجتناب می‌کند؛ حالت بودن غیرمستقیم
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

with indirectness

با غمگینی

avoiding indirectness

گریز از غمگینی

showed indirectness

غمگینی نشان داد

indirectness matters

غمگینی اهمیت دارد

full of indirectness

پر از غمگینی

demonstrating indirectness

نمایش غمگینی

due to indirectness

به دلیل غمگینی

perceived indirectness

غمگینی درک شده

high indirectness

غمگینی زیاد

indirectness level

سطح غمگینی

جملات نمونه

the company's indirectness in addressing the issue frustrated many employees.

گریزه‌ای که شرکت در مواجهه با این مسئله داشت، بسیاری از کارکنان را ناراحت کرد.

her indirectness stemmed from a fear of confrontation.

گریزه‌ای که او داشت از خشiat مواجهه ناشی می‌شد.

he preferred a degree of indirectness when delivering bad news.

او در ارائه خبر بد، یک میزان گریزه را ترجیح می‌داد.

the politician's indirectness made it difficult to understand his true intentions.

گریزه‌ای که سیاستمدار داشت، درک نیت واقعی او را دشوار کرد.

we need to reduce indirectness and be more direct in our communication.

ما نیاز داریم گریزه را کاهش دهیم و در ارتباطات خود بیشتر مستقیم باشیم.

the report highlighted the need to address the problem with less indirectness.

گزارش نیاز به مواجهه با مسئله با کمتر گریزه را تاکید کرد.

her indirectness was a tactic to avoid offending anyone.

گریزه‌ای که او داشت، یک راهکار برای جلوگیری از ناراحت کردن هر کس بود.

the manager valued directness over indirectness in employee feedback.

مدیر بیشتر به مستقیم بودن نسبت به گریزه در بازخورد کارکنان ارزش می‌داد.

due to cultural differences, some communication styles involve a high degree of indirectness.

به دلیل تفاوت‌های فرهنگی، برخی سبک‌های ارتباطی شامل میزان بالایی از گریزه می‌شوند.

the negotiation required a careful balance between firmness and indirectness.

تلاش به تعادل دقت در بین اصرار و گریزه نیاز داشت.

the speaker's indirectness left the audience confused about the main point.

گریزه‌ای که سخنران داشت، باعث ایجاد ابهام در مورد نکته اصلی در میان جمع حاضر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید