avoid circumlocutions
اجتناب از لفافه گویی
use circumlocutions
استفاده از لفافه گویی
employ circumlocutions
به کارگیری لفافه گویی
circumlocutions are unnecessary
لفافه گویی غیر ضروری است
eliminate circumlocutions
حذف لفافه گویی
circumlocutions in writing
لفافه گویی در نوشتار
prefer circumlocutions
ترجیح لفافه گویی
circumlocutions confuse meaning
لفافه گویی باعث سردرگمی معنا می شود
circumlocutions are vague
لفافه گویی مبهم است
recognize circumlocutions
تشخیص لفافه گویی
his speech was filled with circumlocutions that confused the audience.
سخنرانی او مملو از لفافههایی بود که باعث سردرگمی مخاطبان شد.
she often uses circumlocutions to avoid giving a direct answer.
او اغلب از لفافه استفاده میکند تا از دادن پاسخ مستقیم خودداری کند.
in legal documents, circumlocutions can lead to misunderstandings.
در اسناد قانونی، لفافهها میتوانند منجر به سوء تفاهم شوند.
his circumlocutions made the simple topic seem overly complicated.
لفافههای او باعث شد موضوع ساده به نظر بیش از حد پیچیده برسد.
teachers often discourage circumlocutions in students' writing.
معلمان اغلب استفاده از لفافه را در نوشتههای دانشآموزان تشویق نمیکنند.
using circumlocutions can sometimes be a sign of uncertainty.
استفاده از لفافه گاهی میتواند نشانهای از عدم اطمینان باشد.
he prefers direct communication over circumlocutions.
او ترجیح میدهد به جای لفافه، ارتباط مستقیم برقرار کند.
her circumlocutions made it hard to understand her main point.
لفافههای او باعث شد درک نکته اصلی او دشوار باشد.
in negotiations, circumlocutions can be used strategically.
در مذاکرات، میتوان از لفافه به صورت استراتژیک استفاده کرد.
he was criticized for his circumlocutions during the interview.
او به خاطر لفافههایش در طول مصاحبه مورد انتقاد قرار گرفت.
avoid circumlocutions
اجتناب از لفافه گویی
use circumlocutions
استفاده از لفافه گویی
employ circumlocutions
به کارگیری لفافه گویی
circumlocutions are unnecessary
لفافه گویی غیر ضروری است
eliminate circumlocutions
حذف لفافه گویی
circumlocutions in writing
لفافه گویی در نوشتار
prefer circumlocutions
ترجیح لفافه گویی
circumlocutions confuse meaning
لفافه گویی باعث سردرگمی معنا می شود
circumlocutions are vague
لفافه گویی مبهم است
recognize circumlocutions
تشخیص لفافه گویی
his speech was filled with circumlocutions that confused the audience.
سخنرانی او مملو از لفافههایی بود که باعث سردرگمی مخاطبان شد.
she often uses circumlocutions to avoid giving a direct answer.
او اغلب از لفافه استفاده میکند تا از دادن پاسخ مستقیم خودداری کند.
in legal documents, circumlocutions can lead to misunderstandings.
در اسناد قانونی، لفافهها میتوانند منجر به سوء تفاهم شوند.
his circumlocutions made the simple topic seem overly complicated.
لفافههای او باعث شد موضوع ساده به نظر بیش از حد پیچیده برسد.
teachers often discourage circumlocutions in students' writing.
معلمان اغلب استفاده از لفافه را در نوشتههای دانشآموزان تشویق نمیکنند.
using circumlocutions can sometimes be a sign of uncertainty.
استفاده از لفافه گاهی میتواند نشانهای از عدم اطمینان باشد.
he prefers direct communication over circumlocutions.
او ترجیح میدهد به جای لفافه، ارتباط مستقیم برقرار کند.
her circumlocutions made it hard to understand her main point.
لفافههای او باعث شد درک نکته اصلی او دشوار باشد.
in negotiations, circumlocutions can be used strategically.
در مذاکرات، میتوان از لفافه به صورت استراتژیک استفاده کرد.
he was criticized for his circumlocutions during the interview.
او به خاطر لفافههایش در طول مصاحبه مورد انتقاد قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید