scramble

[ایالات متحده]/ˈskræmbl/
[بریتانیا]/ˈskræmbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به سرعت حرکت کردن با خزیدن یا بالا رفتن؛ رقابت کردن یا مبارزه کردن
vt. با هم مخلوط کردن با هم زدن؛ به هم ریختن
n. حرکت خزیدن؛ یک مبارزه.
Word Forms
جمعscrambles
صفت یا فعل حال استمراریscrambling
شکل سوم شخص مفردscrambles
قسمت سوم فعلscrambled
زمان گذشتهscrambled

عبارات و ترکیب‌ها

egg scramble

املت

scramble for

رقابت برای

جملات نمونه

scramble for a living

جستجوی زندگی

a mad scramble for the bus.

یک هجوم دیوانه وار برای اتوبوس.

scramble to one's feet

برای بلند شدن تلاش کردن

scramble up a steep hillside

بالا رفتن از یک تپه شیب‌دار

scramble for power and wealth

برای کسب قدرت و ثروت تلاش کردن

she scrambled out of the car.

او از ماشین بیرون پرید.

I lost Tommy in the scramble for a seat.

من تومی را در ازدحام برای یک صندلی گم کردم.

scramble the pages of a manuscript

صفحات یک دست‌نویس را بهم ریختن

scrambled for the best seats.

برای بهترین صندلی‌ها تلاش کردند.

The children scrambled up the hill.

کودکان از تپه بالا رفتند.

see them scramble to kosher illegal evidence.

آنها را ببینید که برای کشروت کردن شواهد غیرقانونی دست و پا می‌زنند.

the organizers scrambled frantically to rejig schedules.

سازماندهندگان به شدت و با عجله برای تغییر برنامه ها دست و پا زدند.

we scrambled over the damp boulders.

ما از روی سنگ‌های مرطوب بالا رفتیم.

I tried to scramble to my feet.

من سعی کردم روی پایم بلند شوم.

Robbie scrambled into jeans and a T-shirt.

Robbie به سرعت شلوار جین و تی شرت پوشید.

firms scrambled to win public-sector contracts.

شرکت‌ها برای برنده شدن در قراردادهای بخش عمومی تلاش کردند.

an undignified scramble over the wall.

یک تلاش غیرمتعارف برای عبور از دیوار.

I tucked into the bacon and scrambled eggs.

من با لذت بیکن و تخم مرغ همزده خوردم.

Bad weather scrambled the air schedules.

آب و هوای نامساعد برنامه های هوایی را به هم ریخت.

نمونه‌های واقعی

Researchers have been scrambling to find the cause.

محققان در تلاش برای یافتن علت در حال دست و پا زدن هستند.

منبع: The Economist - Technology

European nations are also scrambling to get their citizens out of Kabul.

کشورهای اروپایی نیز در تلاش برای خروج شهروندان خود از کابل در حال دست و پا زدن هستند.

منبع: BBC Listening Collection August 2021

The Biden administration's been scrambling to contain the fallout.

دولت بایدن در تلاش برای مهار پیامدهای آن در حال دست و پا زدن بوده است.

منبع: VOA Daily Standard April 2023 Collection

A little butter on it and then have scrambled eggs.

کمی کره روی آن بمالید و سپس تخم مرغ همزده داشته باشید.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

This is the scramble for the land ISIS built and lost.

این تلاش برای تصاحب سرزمینی است که داعش ساخته و از دست داده است.

منبع: CNN 10 Student English February 2018 Collection

She scrambled out of the water and ran off, howling.

او از آب بیرون آمد و با حالتی وحشیانه فرار کرد.

منبع: Theatrical play: Gulliver's Travels

Small wonder, then, that music firms are scrambling to cut costs.

بنابراین، جای تعجب نیست که شرکت‌های موسیقی در تلاش برای کاهش هزینه‌ها هستند.

منبع: The Economist (Summary)

And now you're scrambling to go home.

و حالا شما در تلاش برای رفتن خانه هستید.

منبع: Our Day Season 2

But these people, you can see, they're scrambling out of the way.

اما این افراد، همانطور که می‌بینید، در حال دور شدن هستند.

منبع: CNN 10 Student English May/June 2018 Compilation

So it left them kind of scrambling.

بنابراین آنها را کمی در حال دست و پا زدن گذاشت.

منبع: NPR News May 2019 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید