clambered

[ایالات متحده]/ˈklæmbəd/
[بریتانیا]/ˈklæmbərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طرز ناخوشایند و زحمتکش بالا رفتن یا حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

clambered up

بالا رفتن

clambered over

از روی چیزی بالا رفتن

clambered down

پایین رفتن

clambered through

از میان چیزی بالا رفتن

clambered onto

روی چیزی بالا رفتن

clambered around

چپ و راست رفتن

clambered back

بازگشتن

clambered inside

وارد شدن

clambered away

دور شدن

clambered beside

در کنار چیزی بالا رفتن

جملات نمونه

the children clambered over the rocks at the beach.

کودکان از روی سنگ‌ها در ساحل بالا رفتند.

she clambered up the steep hill with great effort.

او با تلاش فراوان از تپه شیب‌دار بالا رفت.

the cat clambered onto the roof to escape the dog.

گربه برای فرار از سگ روی پشت بام بالا رفت.

we clambered through the narrow opening in the fence.

ما از طریق شکاف باریک در حصار عبور کردیم.

he clambered down the tree after spotting the squirrel.

او پس از دیدن سنجاقک از درخت پایین آمد.

the hikers clambered across the rocky terrain.

گردشگران از میان زمین سنگی عبور کردند.

she clambered into the car, excited for the trip.

او با هیجان وارد ماشین شد تا به سفر برود.

the puppy clambered onto my lap for cuddles.

سگ کوچولو برای نوازش روی دامان من پرید.

they clambered up the ladder to fix the roof.

آنها برای تعمیر سقف از نردبان بالا رفتند.

as the train arrived, passengers clambered aboard.

همانطور که قطار رسید، مسافران سوار شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید