clamorous

[ایالات متحده]/'klæmərəs/
[بریتانیا]/ˈklæmərəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر سر و صدا، بلند در تقاضا یا اعتراض

عبارات و ترکیب‌ها

clamorous noise

همهمه و غوغا

clamorous protest

اعتراضات پر سر و صدا

clamorous crowd

جمعیت پر سر و صدا

جملات نمونه

a clamorous uproar.

همهمه و غوغه

the busy clamorous market

بازار شلوغ و پر سر و صدا

a strident voice. Somethingclamorous is both vociferous and sustained:

صدای بلند و زننده. چیزی که پر سر و صدا و پایدار است:

The clamorous crowd cheered as the band took the stage.

هواداران پر سر و صدا با تشویق از ورود گروه به صحنه استقبال کردند.

The clamorous arguments between the siblings could be heard throughout the house.

بحث های پر سر و صدا بین خواهر و برادر در سراسر خانه شنیده می شد.

The clamorous street market was bustling with activity.

بازار خیابانی پر سر و صدا مملو از فعالیت بود.

The clamorous children were running around the playground, laughing and shouting.

کودکان پر سر و صدا در حال دویدن در زمین بازی بودند، می خندیدند و فریاد می زدند.

The clamorous protest could be heard from miles away.

اعتراضات پر سر و صدا از مایلها دور شنیده می شد.

The clamorous traffic in the city center made it difficult to hear anything.

ترافیک پر سر و صدا در مرکز شهر باعث می شد که نتوان چیزی شنید.

The clamorous celebration lasted late into the night.

جشن باشکوه تا دیروقت ادامه داشت.

The clamorous fans cheered for their favorite team at the stadium.

هواداران پر سر و صدا برای تیم مورد علاقه خود در استادیوم تشویق کردند.

The clamorous argument escalated into a physical fight.

بحث پر سر و صدا به یک درگیری فیزیکی تبدیل شد.

The clamorous music festival attracted people from all over the country.

جشنواره موسیقی پر سر و صدا افراد زیادی را از سراسر کشور جذب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید