claustrophobic

[ایالات متحده]/ˌklɔːstrəˈfəʊbɪk/
[بریتانیا]/ˌklɔːstrəˈfoʊbɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ایجاد کننده یا مرتبط با ترس از فضاهای محصور، القا کننده ترس از فضاهای محدود
Word Forms

جملات نمونه

the claustrophobic interior of the cruiser.

فضای داخلی تنگ و خفقانی کشتی.

a claustrophobic little room.

یک اتاق کوچک خفقانی.

I felt claustrophobic in that tiny room)

من در آن اتاق کوچک احساس خفقان کردم).

The staff members are jammed into a nest of claustrophobic offices).

کارمندان در یک لانه از دفاتر خفقانی جا گرفته اند).

I feel claustrophobic in small, enclosed spaces.

من در فضاهای کوچک و بسته احساس خفقان می‌کنم.

She avoids taking elevators because they make her claustrophobic.

او از سوار شدن به آسانسورها اجتناب می‌کند زیرا باعث می‌شوند او احساس خفقان کند.

The crowded subway during rush hour can be claustrophobic.

قطار شلوغ در ساعات اوج ترافیک می‌تواند خفقانی باشد.

He experienced a claustrophobic sensation when the room filled with people.

وقتی اتاق پر از مردم شد، او یک حس خفقانی را تجربه کرد.

The narrow hallway made me feel claustrophobic.

راهرو باریک باعث شد من احساس خفقان کنم.

The thought of being trapped in an elevator is claustrophobic.

فکر گیر افتادن در آسانسور خفقانی است.

She had to leave the crowded room because she felt claustrophobic.

او مجبور شد اتاق شلوغ را ترک کند زیرا احساس خفقان می‌کرد.

The underground cave was so small and dark, it felt claustrophobic.

غار زیرزمینی آنقدر کوچک و تاریک بود که احساس خفقان می‌کرد.

I can't stand being in a packed elevator, it's too claustrophobic.

من نمی‌توانم تحمل کنم که در یک آسانسور شلوغ باشم، خیلی خفقانی است.

The tight spaces in the maze made him claustrophobic.

فضاهای تنگ در هزارتو او را خفقانی می‌کرد.

نمونه‌های واقعی

Our dad is just like crazy claustrophobic.

پدرم به شدت دچار اضطراب فضاهای بسته است.

منبع: National Geographic (Children's Section)

Deja and Tess hated it, Annie got claustrophobic.

دیژو و تسس از آن متنفر بودند، آنی دچار اضطراب فضاهای بسته شد.

منبع: S03

And also, pupils can be claustrophobic.

همچنین، دانش آموزان نیز ممکن است دچار اضطراب فضاهای بسته باشند.

منبع: This Month's Science 60 Seconds - Scientific American

I don't know. I suppose all this makes me feel claustrophobic.

نمی‌دانم. حدس می‌زنم همه اینها باعث می‌شود احساس اضطراب فضاهای بسته کنم.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 1

Absolutely not. I’d get very claustrophobic in those small spaces.

اصلاً نه. در آن فضاهای کوچک بسیار دچار اضطراب فضاهای بسته می‌شوم.

منبع: 6 Minute English

If you're claustrophobic, you do not want to be in the submarine.

اگر دچار اضطراب فضاهای بسته هستید، نمی‌خواهید در زیردریایی باشید.

منبع: TED Talks (Video Edition) August 2019 Collection

" I chose a room that was quite small, claustrophobic, without windows, " he said.

"من اتاقی را انتخاب کردم که بسیار کوچک، تنگ و بدون پنجره بود،" او گفت.

منبع: The Guardian (Article Version)

Step 5 Ask them to take a step back, explaining that you’re pathologically claustrophobic.

مرحله 5 از آنها بخواهید یک قدم به عقب بردارند و توضیح دهید که شما به طور بیمارگونه دچار اضطراب فضاهای بسته هستید.

منبع: Listen to a little bit of fresh news every day.

It's airtight, so it's tough if they're claustrophobic or vomiting or whatever.

کاملاً ضد آب است، بنابراین اگر دچار اضطراب فضاهای بسته یا حالت تهوع یا هر چیزی باشند، سخت است.

منبع: Connection Magazine

The gift of this version is its visual rendering of Eva's claustrophobic thoughts.

هدیه این نسخه، ارائه بصری افکار تنگ و مضطرب اووا است.

منبع: The Economist - Arts

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید