clearances

[ایالات متحده]/ˈklɪərənsɪz/
[بریتانیا]/ˈklɪrənсɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پاکسازی یا حذف؛ اجازه یا مجوز؛ تأیید امنیت برای دسترسی به اطلاعات طبقه‌بندی‌شده؛ فضای لازم یا فاصله مورد نیاز برای عبور چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

security clearances

مجوزهای امنیتی

background clearances

مجوزهای پیش‌زمینه

medical clearances

مجوزهای پزشکی

customs clearances

مجوزهای گمرکی

financial clearances

مجوزهای مالی

job clearances

مجوزهای شغلی

project clearances

مجوزهای پروژه

regulatory clearances

مجوزهای قانونی

environmental clearances

مجوزهای زیست‌محیطی

جملات نمونه

we need to obtain the necessary clearances before starting the project.

ما باید مجوزهای لازم را قبل از شروع پروژه به دست آوریم.

the clearances for the new construction have been approved.

مجوزهای ساخت و ساز جدید تایید شده اند.

he has all the clearances to work in the restricted area.

او مجوزهای لازم برای کار در منطقه محدود را دارد.

clearances can sometimes take longer than expected.

دریافت مجوزها گاهی اوقات بیشتر از حد انتظار طول می کشد.

the company is waiting for the final clearances from the government.

شرکت منتظر دریافت مجوزهای نهایی از دولت است.

she received her security clearances after a thorough background check.

او پس از بررسی دقیق سوابق، مجوزهای امنیتی خود را دریافت کرد.

clearances are essential for compliance with safety regulations.

مجوزها برای رعایت مقررات ایمنی ضروری هستند.

they are processing the clearances for international shipments.

آنها در حال بررسی مجوزهای مربوط به حمل و نقل بین المللی هستند.

the clearances for the event were finalized last week.

مجوزهای رویداد هفته گذشته نهایی شد.

it's important to keep track of all your clearances and permits.

مهم است که پیگیری تمام مجوزها و پروانه های خود را انجام دهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید