| جمع | clergywomen |
clergywoman leader
رهبر زن دیندان
clergywoman role
نقش زن دیندان
clergywoman support
حمایت از زن دیندان
clergywoman community
جامعه زن دیندان
clergywoman service
خدمات زن دیندان
clergywoman empowerment
توانمندسازی زن دیندان
clergywoman network
شبکه زن دیندان
clergywoman meeting
جلسه زن دیندان
clergywoman ministry
وزارت زن دیندان
clergywoman gathering
همایش زن دیندان
the clergywoman delivered a powerful sermon on compassion.
کشیش زن یک سخنرانی قدرتمند در مورد شفقت ارائه داد.
many people seek guidance from a clergywoman during difficult times.
بسیاری از مردم در زمانهای سخت از یک کشیش زن راهنمایی میگیرند.
the clergywoman organized a community service project.
کشیش زن یک پروژه خدمات اجتماعی را سازماندهی کرد.
her role as a clergywoman is vital in the church community.
نقش او به عنوان یک کشیش زن در جامعه کلیسا حیاتی است.
the clergywoman counseled families in need of support.
کشیش زن خانوادههایی که به حمایت نیاز داشتند را مشورت داد.
as a clergywoman, she advocates for social justice.
به عنوان یک کشیش زن، او از عدالت اجتماعی حمایت میکند.
the clergywoman led a prayer group every wednesday.
کشیش زن هر چهارشنبه یک گروه دعا را رهبری کرد.
her dedication as a clergywoman inspires many young women.
تعهد او به عنوان یک کشیش زن الهام بخش بسیاری از زنان جوان است.
the clergywoman was invited to speak at the interfaith conference.
کشیش زن برای سخنرانی در کنفرانس بینادیانی دعوت شد.
community members respect the clergywoman for her wisdom.
اعضای جامعه کشیش زن را به خاطر خردش مورد احترام قرار میدهند.
clergywoman leader
رهبر زن دیندان
clergywoman role
نقش زن دیندان
clergywoman support
حمایت از زن دیندان
clergywoman community
جامعه زن دیندان
clergywoman service
خدمات زن دیندان
clergywoman empowerment
توانمندسازی زن دیندان
clergywoman network
شبکه زن دیندان
clergywoman meeting
جلسه زن دیندان
clergywoman ministry
وزارت زن دیندان
clergywoman gathering
همایش زن دیندان
the clergywoman delivered a powerful sermon on compassion.
کشیش زن یک سخنرانی قدرتمند در مورد شفقت ارائه داد.
many people seek guidance from a clergywoman during difficult times.
بسیاری از مردم در زمانهای سخت از یک کشیش زن راهنمایی میگیرند.
the clergywoman organized a community service project.
کشیش زن یک پروژه خدمات اجتماعی را سازماندهی کرد.
her role as a clergywoman is vital in the church community.
نقش او به عنوان یک کشیش زن در جامعه کلیسا حیاتی است.
the clergywoman counseled families in need of support.
کشیش زن خانوادههایی که به حمایت نیاز داشتند را مشورت داد.
as a clergywoman, she advocates for social justice.
به عنوان یک کشیش زن، او از عدالت اجتماعی حمایت میکند.
the clergywoman led a prayer group every wednesday.
کشیش زن هر چهارشنبه یک گروه دعا را رهبری کرد.
her dedication as a clergywoman inspires many young women.
تعهد او به عنوان یک کشیش زن الهام بخش بسیاری از زنان جوان است.
the clergywoman was invited to speak at the interfaith conference.
کشیش زن برای سخنرانی در کنفرانس بینادیانی دعوت شد.
community members respect the clergywoman for her wisdom.
اعضای جامعه کشیش زن را به خاطر خردش مورد احترام قرار میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید