clergywoman

[ایالات متحده]/ˈklɜːdʒiˌwʊmən/
[بریتانیا]/ˈklɜrdʒiˌwʊmən/

ترجمه

n. عضو مؤنث کلیسا؛ همسر یک کشیش
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

clergywoman leader

رهبر زن دین‌دان

clergywoman role

نقش زن دین‌دان

clergywoman support

حمایت از زن دین‌دان

clergywoman community

جامعه زن دین‌دان

clergywoman service

خدمات زن دین‌دان

clergywoman empowerment

توانمندسازی زن دین‌دان

clergywoman network

شبکه زن دین‌دان

clergywoman meeting

جلسه زن دین‌دان

clergywoman ministry

وزارت زن دین‌دان

clergywoman gathering

همایش زن دین‌دان

جملات نمونه

the clergywoman delivered a powerful sermon on compassion.

کشیش زن یک سخنرانی قدرتمند در مورد شفقت ارائه داد.

many people seek guidance from a clergywoman during difficult times.

بسیاری از مردم در زمان‌های سخت از یک کشیش زن راهنمایی می‌گیرند.

the clergywoman organized a community service project.

کشیش زن یک پروژه خدمات اجتماعی را سازماندهی کرد.

her role as a clergywoman is vital in the church community.

نقش او به عنوان یک کشیش زن در جامعه کلیسا حیاتی است.

the clergywoman counseled families in need of support.

کشیش زن خانواده‌هایی که به حمایت نیاز داشتند را مشورت داد.

as a clergywoman, she advocates for social justice.

به عنوان یک کشیش زن، او از عدالت اجتماعی حمایت می‌کند.

the clergywoman led a prayer group every wednesday.

کشیش زن هر چهارشنبه یک گروه دعا را رهبری کرد.

her dedication as a clergywoman inspires many young women.

تعهد او به عنوان یک کشیش زن الهام بخش بسیاری از زنان جوان است.

the clergywoman was invited to speak at the interfaith conference.

کشیش زن برای سخنرانی در کنفرانس بین‌ادیانی دعوت شد.

community members respect the clergywoman for her wisdom.

اعضای جامعه کشیش زن را به خاطر خردش مورد احترام قرار می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید