cliched phrases
عبارات مبتذلة
cliched ending
پایان مبتذل
avoid cliches
از مبتذلات پرهیز کنید
cliched storyline
داستان مبتذل
cliched dialogue
حواری مبتذل
be clichéd
مبتذل باشید
overly clichéd
خیلی مبتذل
cliched expression
عبارت مبتذل
using cliches
استفاده از مبتذلات
cliched image
تصویر مبتذل
the movie's plot was incredibly clichéd, relying on predictable tropes.
داستان فیلم به شدت متعارف بود و از روالهای پیشبینیشده استفاده میکرد.
his speech was full of clichéd phrases and lacked any originality.
خطابهاش پر از عبارات متعارف بود و هرگونه نوآوری نداشت.
avoid using clichéd language in your writing; strive for fresh expression.
از استفاده از زبان متعارف در نوشتن خودداری کنید و به دنبال بیانی جدید باشید.
the romantic comedy leaned heavily on clichéd situations and characters.
کمدی رومانتیک به شدت به موقعیتها و شخصیتهای متعارف وابسته بود.
we tried to avoid the clichéd ending and create something unexpected.
ما سعی کردیم پایان متعارف را اجتناب کنیم و چیزی غیرمنتظره ایجاد کنیم.
the motivational speaker used a lot of clichéd advice that felt unhelpful.
سخنران انگیزشی از توصیههای زیادی متعارف استفاده کرد که مفید به نظر نمیرسید.
the novel suffered from clichéd descriptions of the setting and characters.
این رمان از توصیفهای متعارف محیط و شخصیتها رنج میبرد.
it's easy to fall into clichéd thinking when problem-solving under pressure.
وقتی در شرایط فشار زیاد حل مسئله میکنید، به سادگی در فکر کردن متعارف گیر میافتید.
the band's sound was a clichéd mix of rock and pop elements.
صوت گروه مخلوطی متعارف از عناصر راک و پاپ بود.
she wanted to write a story that wasn't just another clichéd fairy tale.
او میخواست داستانی بنویسد که فقط دیگری از داستانهای متعارف فانتزی نباشد.
the presentation included several clichéd bullet points that were forgettable.
این ارائه چند نکتهی متعارف داشت که فراموش شدنی بود.
cliched phrases
عبارات مبتذلة
cliched ending
پایان مبتذل
avoid cliches
از مبتذلات پرهیز کنید
cliched storyline
داستان مبتذل
cliched dialogue
حواری مبتذل
be clichéd
مبتذل باشید
overly clichéd
خیلی مبتذل
cliched expression
عبارت مبتذل
using cliches
استفاده از مبتذلات
cliched image
تصویر مبتذل
the movie's plot was incredibly clichéd, relying on predictable tropes.
داستان فیلم به شدت متعارف بود و از روالهای پیشبینیشده استفاده میکرد.
his speech was full of clichéd phrases and lacked any originality.
خطابهاش پر از عبارات متعارف بود و هرگونه نوآوری نداشت.
avoid using clichéd language in your writing; strive for fresh expression.
از استفاده از زبان متعارف در نوشتن خودداری کنید و به دنبال بیانی جدید باشید.
the romantic comedy leaned heavily on clichéd situations and characters.
کمدی رومانتیک به شدت به موقعیتها و شخصیتهای متعارف وابسته بود.
we tried to avoid the clichéd ending and create something unexpected.
ما سعی کردیم پایان متعارف را اجتناب کنیم و چیزی غیرمنتظره ایجاد کنیم.
the motivational speaker used a lot of clichéd advice that felt unhelpful.
سخنران انگیزشی از توصیههای زیادی متعارف استفاده کرد که مفید به نظر نمیرسید.
the novel suffered from clichéd descriptions of the setting and characters.
این رمان از توصیفهای متعارف محیط و شخصیتها رنج میبرد.
it's easy to fall into clichéd thinking when problem-solving under pressure.
وقتی در شرایط فشار زیاد حل مسئله میکنید، به سادگی در فکر کردن متعارف گیر میافتید.
the band's sound was a clichéd mix of rock and pop elements.
صوت گروه مخلوطی متعارف از عناصر راک و پاپ بود.
she wanted to write a story that wasn't just another clichéd fairy tale.
او میخواست داستانی بنویسد که فقط دیگری از داستانهای متعارف فانتزی نباشد.
the presentation included several clichéd bullet points that were forgettable.
این ارائه چند نکتهی متعارف داشت که فراموش شدنی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید