health clinics
کلینیکهای بهداشتی
dental clinics
کلینیکهای دندانپزشکی
medical clinics
کلینیکهای پزشکی
community clinics
کلینیکهای محلی
specialty clinics
کلینیکهای تخصصی
urgent care clinics
کلینیکهای مراقبتهای اورژانسی
mental health clinics
کلینیکهای سلامت روان
walk-in clinics
کلینیکهای سرپایی
rehab clinics
کلینیکهای توانبخشی
women's clinics
کلینیکهای زنان
many clinics offer free health check-ups.
بسیاری از کلینیکها خدمات چکاپ رایگان ارائه میدهند.
the clinics in this area specialize in pediatric care.
کلینیکهای این منطقه در مراقبتهای کودکان تخصص دارند.
she visited several clinics before choosing one.
او قبل از انتخاب یک کلینیک، از چندین کلینیک بازدید کرد.
some clinics provide mental health services.
برخی از کلینیکها خدمات سلامت روان ارائه میدهند.
clinics often have long waiting times for appointments.
کلینیکها اغلب زمان انتظار طولانی برای نوبت دارند.
the community clinics are essential for local healthcare.
کلینیکهای محلی برای مراقبتهای بهداشتی محلی ضروری هستند.
clinics can help manage chronic illnesses effectively.
کلینیکها میتوانند به طور موثر به مدیریت بیماریهای مزمن کمک کنند.
she works at one of the leading dental clinics.
او در یکی از بهترین کلینیکهای دندانپزشکی کار میکند.
clinics often collaborate with hospitals for better care.
کلینیکها اغلب برای مراقبت بهتر با بیمارستانها همکاری میکنند.
they are expanding their network of clinics nationwide.
آنها در حال گسترش شبکه کلینیکهای خود در سراسر کشور هستند.
health clinics
کلینیکهای بهداشتی
dental clinics
کلینیکهای دندانپزشکی
medical clinics
کلینیکهای پزشکی
community clinics
کلینیکهای محلی
specialty clinics
کلینیکهای تخصصی
urgent care clinics
کلینیکهای مراقبتهای اورژانسی
mental health clinics
کلینیکهای سلامت روان
walk-in clinics
کلینیکهای سرپایی
rehab clinics
کلینیکهای توانبخشی
women's clinics
کلینیکهای زنان
many clinics offer free health check-ups.
بسیاری از کلینیکها خدمات چکاپ رایگان ارائه میدهند.
the clinics in this area specialize in pediatric care.
کلینیکهای این منطقه در مراقبتهای کودکان تخصص دارند.
she visited several clinics before choosing one.
او قبل از انتخاب یک کلینیک، از چندین کلینیک بازدید کرد.
some clinics provide mental health services.
برخی از کلینیکها خدمات سلامت روان ارائه میدهند.
clinics often have long waiting times for appointments.
کلینیکها اغلب زمان انتظار طولانی برای نوبت دارند.
the community clinics are essential for local healthcare.
کلینیکهای محلی برای مراقبتهای بهداشتی محلی ضروری هستند.
clinics can help manage chronic illnesses effectively.
کلینیکها میتوانند به طور موثر به مدیریت بیماریهای مزمن کمک کنند.
she works at one of the leading dental clinics.
او در یکی از بهترین کلینیکهای دندانپزشکی کار میکند.
clinics often collaborate with hospitals for better care.
کلینیکها اغلب برای مراقبت بهتر با بیمارستانها همکاری میکنند.
they are expanding their network of clinics nationwide.
آنها در حال گسترش شبکه کلینیکهای خود در سراسر کشور هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید