closemouthed

[ایالات متحده]/ˈkləʊsmaʊθd/
[بریتانیا]/ˈkloʊsmaʊθd/

ترجمه

adj. به راحتی افکار یا احساسات خود را فاش نمی‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

closemouthed person

فرد ساکت

closemouthed about

در مورد چیزی ساکت بودن

closemouthed response

پاسخ ساکت

closemouthed attitude

نگاه ساکت

closemouthed individual

فرد ساکت

closemouthed nature

طبع ساکت

closemouthed silence

سکوت ساکت

closemouthed demeanor

رفتار ساکت

closemouthed friend

دوست ساکت

closemouthed witness

شهادت ساکت

جملات نمونه

he remained closemouthed about his plans.

او در مورد برنامه‌هایش سکوت اختیار کرد.

she is known for being closemouthed in meetings.

او به خاطر سکوت کردن در جلسات معروف است.

despite the rumors, he stayed closemouthed.

با وجود شایعات، او سکوت خود را حفظ کرد.

the closemouthed witness did not reveal any details.

شهادت سکوت‌کننده هیچ جزئیاتی را فاش نکرد.

her closemouthed nature made it hard to know her thoughts.

طبیعت سکوت‌کننده او باعث می‌شد فهمیدن افکارش دشوار باشد.

in a closemouthed community, secrets are hard to uncover.

در یک جامعه سکوت‌کننده، کشف رازها دشوار است.

he was closemouthed about his achievements.

او در مورد دستاوردهای خود سکوت کرد.

her closemouthed demeanor made her seem mysterious.

رفتار سکوت‌کننده او باعث می‌شد مرموز به نظر برسد.

they were closemouthed during the investigation.

آنها در طول تحقیقات سکوت کردند.

being closemouthed can sometimes be a strategic choice.

سکوت کردن گاهی اوقات می‌تواند یک انتخاب استراتژیک باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید