cloven-hooved

[ایالات متحده]/[ˈklɒvənˌhuːvd]/
[بریتانیا]/[ˈklɑːvənˌhuːvd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای چهارپا‌های شکافته؛ مربوط به یا ویژگی حیواناتی که چهارپای شکافته دارند.

عبارات و ترکیب‌ها

cloven-hooved beast

پستاندار با پاهاي شکافته

cloven-hooved animals

پستانداران با پاهاي شکافته

being cloven-hooved

داشتن پاهاي شکافته

cloven-hooved creature

موجود با پاهاي شکافته

the cloven-hooved

آنهايي با پاهاي شکافته

cloven-hooved feet

پاهاي شکافته

seeing cloven-hooved

دیدن پاهاي شکافته

cloven-hooved form

فرم با پاهاي شکافته

describing cloven-hooved

توصیف داشتن پاهاي شکافته

a cloven-hooved mark

یک علامت با پاهاي شکافته

جملات نمونه

the farmer carefully herded the cloven-hooved livestock into the pen.

کشاورز با دقت دام‌های دارای پاچه‌های شکافته را به داخل گوشتی گرداند.

ancient celtic mythology often featured cloven-hooved creatures in its tales.

میتوولوژی کلته‌ای باستانی اغلب موجودات دارای پاچه‌های شکافته را در داستان‌های خود معرفی می‌کرد.

we observed a herd of cloven-hooved animals grazing peacefully in the meadow.

ما یک گله از حیوانات دارای پاچه‌های شکافته را در میدان گله‌گیری آرام در میانه مشاهده کردیم.

the cloven-hooved goat skillfully navigated the rocky terrain.

گوزن دارای پاچه‌های شکافته به خوبی مسیر زمین‌های سنگی را طی کرد.

the artist meticulously rendered the cloven-hooved creature in the sculpture.

هنرمند به دقت موجود دارای پاچه‌های شکافته را در اثر خود به تصویر کشید.

the cloven-hooved sheep grazed on the hillside, a common sight in the region.

گوسفند دارای پاچه‌های شکافته در پای پهنه کوه، یک نمایش رایج در منطقه بود.

the children were fascinated by the cloven-hooved reindeer in the christmas display.

کودکان به سرخورشید دارای پاچه‌های شکافته در نمایش عید غدیروز علاقه‌مند بودند.

the hunter tracked the cloven-hooved deer through the dense forest.

猎人通过茂密的森林追踪了有裂蹄的鹿。

the cloven-hooved ibex clung precariously to the steep cliff face.

ایبیس دارای پاچه‌های شکافته به خطر افتاده به دیوار کوه تیز تعلق می‌گیرد.

the shepherd watched over his flock of cloven-hooved sheep diligently.

چمن‌گر با دقت گله‌ای از گوسفند‌های دارای پاچه‌های شکافته را نظارت می‌کند.

the cloven-hooved markhor stood proudly on the rocky outcrop.

مارکور دارای پاچه‌های شکافته با افتخار روی تکه سنگی ایستاد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید