spoil coddlers
پرورش دادن کودکان نیاتی
protecting coddlers
محافظت از کودکان نیاتی
avoid coddlers
پرهیز از کودکان نیاتی
criticize coddlers
انتقاد از کودکان نیاتی
ignoring coddlers
نادیده گرفتن کودکان نیاتی
challenging coddlers
چالش گذاری با کودکان نیاتی
discipline coddlers
تربیت کودکان نیاتی
spoiled coddlers
کودکان نیاتی پرورش یافته
dealing with coddlers
تعامل با کودکان نیاتی
angry coddlers
کودکان نیاتی خشمگین
parents shouldn't be coddlers, letting their children avoid all responsibility.
والدین باید مهربان نباشند و فرزندان خود را از هرگونه مسئولیتی بیخیال کنند.
he criticized the school's administrators for being coddlers and failing to discipline students.
او مدیران مدرسه را به خاطر اینکه مهربان بودند و دانشآموزان را تنبیه نکردند، مورد انتقاد قرار داد.
we need to toughen up, not become a generation of coddlers shielded from hardship.
ما باید سختگیرتر شویم، نه نسلی از مهربانهایی که از مشکلات پناه بگیرند.
the coach warned the players not to expect coddlers to do everything for them.
مربی به بازیکنان هشدار داد که نباید انتظار داشته باشند که مهربانها همه کارها را برای آنها انجام دهند.
she accused her boss of being a coddler who wouldn't hold anyone accountable.
او با اینکه مربیاش را مهربانی میدانست که هیچکس را مسئول نمیگذاشت، متهم کرد.
he resented his parents for being coddlers who always gave him what he wanted.
او از والدینش ناراحت بود چون مهربان بودند و همیشه چیزی که میخواست را به او میدادند.
the military needs leaders, not coddlers who avoid making difficult decisions.
نیروی نظامی به رهبران نیاز دارد، نه مهربانهایی که از تصمیمگیریهای دشوار پرهیز میکنند.
stop being coddlers and start teaching your children the value of hard work.
دیگر مهربان نباشید و شروع کنید به آموزش فرزندان خود به ارزش کار سخت.
the company culture discouraged coddlers and rewarded those who took initiative.
فرهنگ شرکت مهربانها را تشویق نمیکرد و به کسانی که اقدام کردند پاداش میداد.
he believed coddlers created a sense of entitlement in their children.
او باور داشت که مهربانها احساسی از حقوق در فرزندان خود ایجاد میکنند.
she warned against becoming coddlers and fostering a victim mentality.
او هشدار داد که نباید مهربان شوید و ذهنیت قربانیگرایی را ترویج دهید.
spoil coddlers
پرورش دادن کودکان نیاتی
protecting coddlers
محافظت از کودکان نیاتی
avoid coddlers
پرهیز از کودکان نیاتی
criticize coddlers
انتقاد از کودکان نیاتی
ignoring coddlers
نادیده گرفتن کودکان نیاتی
challenging coddlers
چالش گذاری با کودکان نیاتی
discipline coddlers
تربیت کودکان نیاتی
spoiled coddlers
کودکان نیاتی پرورش یافته
dealing with coddlers
تعامل با کودکان نیاتی
angry coddlers
کودکان نیاتی خشمگین
parents shouldn't be coddlers, letting their children avoid all responsibility.
والدین باید مهربان نباشند و فرزندان خود را از هرگونه مسئولیتی بیخیال کنند.
he criticized the school's administrators for being coddlers and failing to discipline students.
او مدیران مدرسه را به خاطر اینکه مهربان بودند و دانشآموزان را تنبیه نکردند، مورد انتقاد قرار داد.
we need to toughen up, not become a generation of coddlers shielded from hardship.
ما باید سختگیرتر شویم، نه نسلی از مهربانهایی که از مشکلات پناه بگیرند.
the coach warned the players not to expect coddlers to do everything for them.
مربی به بازیکنان هشدار داد که نباید انتظار داشته باشند که مهربانها همه کارها را برای آنها انجام دهند.
she accused her boss of being a coddler who wouldn't hold anyone accountable.
او با اینکه مربیاش را مهربانی میدانست که هیچکس را مسئول نمیگذاشت، متهم کرد.
he resented his parents for being coddlers who always gave him what he wanted.
او از والدینش ناراحت بود چون مهربان بودند و همیشه چیزی که میخواست را به او میدادند.
the military needs leaders, not coddlers who avoid making difficult decisions.
نیروی نظامی به رهبران نیاز دارد، نه مهربانهایی که از تصمیمگیریهای دشوار پرهیز میکنند.
stop being coddlers and start teaching your children the value of hard work.
دیگر مهربان نباشید و شروع کنید به آموزش فرزندان خود به ارزش کار سخت.
the company culture discouraged coddlers and rewarded those who took initiative.
فرهنگ شرکت مهربانها را تشویق نمیکرد و به کسانی که اقدام کردند پاداش میداد.
he believed coddlers created a sense of entitlement in their children.
او باور داشت که مهربانها احساسی از حقوق در فرزندان خود ایجاد میکنند.
she warned against becoming coddlers and fostering a victim mentality.
او هشدار داد که نباید مهربان شوید و ذهنیت قربانیگرایی را ترویج دهید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید