coddlers

[ایالات متحده]/[ˈkɒdləz]/
[بریتانیا]/[ˈkɒdlərz]/

ترجمه

n. افرادی که به طور بیش از حد کسی را حمایت یا مراقبت می‌کنند، به ویژه یک کودک؛ فردی که از ناخوشایندی یا مسئولیت فرار می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

spoil coddlers

پرورش دادن کودکان نیاتی

protecting coddlers

محافظت از کودکان نیاتی

avoid coddlers

پرهیز از کودکان نیاتی

criticize coddlers

انتقاد از کودکان نیاتی

ignoring coddlers

نادیده گرفتن کودکان نیاتی

challenging coddlers

چالش گذاری با کودکان نیاتی

discipline coddlers

تربیت کودکان نیاتی

spoiled coddlers

کودکان نیاتی پرورش یافته

dealing with coddlers

تعامل با کودکان نیاتی

angry coddlers

کودکان نیاتی خشمگین

جملات نمونه

parents shouldn't be coddlers, letting their children avoid all responsibility.

والدین باید مهربان نباشند و فرزندان خود را از هرگونه مسئولیتی بی‌خیال کنند.

he criticized the school's administrators for being coddlers and failing to discipline students.

او مدیران مدرسه را به خاطر اینکه مهربان بودند و دانش‌آموزان را تنبیه نکردند، مورد انتقاد قرار داد.

we need to toughen up, not become a generation of coddlers shielded from hardship.

ما باید سخت‌گیرتر شویم، نه نسلی از مهربان‌هایی که از مشکلات پناه بگیرند.

the coach warned the players not to expect coddlers to do everything for them.

مربی به بازیکنان هشدار داد که نباید انتظار داشته باشند که مهربان‌ها همه کارها را برای آنها انجام دهند.

she accused her boss of being a coddler who wouldn't hold anyone accountable.

او با اینکه مربی‌اش را مهربانی می‌دانست که هیچ‌کس را مسئول نمی‌گذاشت، متهم کرد.

he resented his parents for being coddlers who always gave him what he wanted.

او از والدینش ناراحت بود چون مهربان بودند و همیشه چیزی که می‌خواست را به او می‌دادند.

the military needs leaders, not coddlers who avoid making difficult decisions.

نیروی نظامی به رهبران نیاز دارد، نه مهربان‌هایی که از تصمیم‌گیری‌های دشوار پرهیز می‌کنند.

stop being coddlers and start teaching your children the value of hard work.

دیگر مهربان نباشید و شروع کنید به آموزش فرزندان خود به ارزش کار سخت.

the company culture discouraged coddlers and rewarded those who took initiative.

فرهنگ شرکت مهربان‌ها را تشویق نمی‌کرد و به کسانی که اقدام کردند پاداش می‌داد.

he believed coddlers created a sense of entitlement in their children.

او باور داشت که مهربان‌ها احساسی از حقوق در فرزندان خود ایجاد می‌کنند.

she warned against becoming coddlers and fostering a victim mentality.

او هشدار داد که نباید مهربان شوید و ذهنیت قربانی‌گرایی را ترویج دهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید