pampered

[ایالات متحده]/'pæmpɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غرق در غذای زیاد و لوکس
v. غرق کردن با غذای زیاد؛ لوس کردن.
Word Forms
زمان گذشتهpampered

جملات نمونه

it's nice to be pampered for a change.

خوشا اینكه گاهی اوقات مورد توجه و محبت قرار بگیرم.

He pampered his ambition for wealth and fame.

او جاه‌طلبی، ثروت و شهرت خود را نوازش کرد.

she took servants for granted after the fashion of wealthy and pampered girls.

او مانند دختران ثروتمند و مورد نوازش، خدمتکاران را به عنوان امری مسلم در نظر می‌گرفت.

Cosseted and pampered from earliest childhood, he believed the world had been invented for his entertainment.

از دوران کودکی مورد نوازش و لوس‌پروری قرار گرفت، او معتقد بود که دنیا برای سرگرمی او ساخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید