coercer's tactics
روشهای تهدیدکار
being a coercer
بودن یک تهدیدکار
coercer appeared
ظهور تهدیدکار
coercer's role
نقش تهدیدکار
coercers involved
شرکت تهدیدکاران
coercer's methods
روشهای تهدیدکار
coercer left
تهدیدکار رفت
the company tried to coercer employees into accepting the new contract.
شرکت سعی کرد کارکنان را به پذیرفتن قرارداد جدید مجبور کند.
he refused to be a tool for anyone trying to coercer him.
او مخالفت کرد تا به ابزاری برای هر کسی که سعی دارد او را مجبور کند تبدیل شود.
the prosecutor accused the suspect of trying to coercer a witness.
پروکورور متهم را به سعی در مجبور کردن شاهد به این کار متهم کرد.
it's unethical to attempt to coercer someone into making a decision.
سعي در مجبور کردن کسی به اتخاذ تصمیم غیراخلاقی است.
the manager shouldn't coercer staff into working overtime regularly.
مدیر نباید کارکنان را به طور منظم به کار کردن ساعات اضافه مجبور کند.
she successfully resisted any attempts to coercer her into changing her vote.
او موفق شد تا هرگونه سعی در مجبور کردن او به تغییر رأی خود را مقاومت کند.
the police investigated allegations of officers coercer suspects during questioning.
پلیس به تحقیق درباره اتهاماتی که افسران در حین بازجویی متهمان را مجبور میکردند پرداخت.
don't let anyone coercer you into doing something you're uncomfortable with.
هر کسی را که سعی دارد شما را به انجام کاری که باعث ناراحتی شما میشود مجبور کند، نگذارید.
the judge warned against attempting to coercer the jury.
دیوان هشدار داد که سعی در مجبور کردن جریه را نکنید.
the politician was criticized for trying to coercer the media into supporting his policies.
سیاستمدار به دلیل سعی در مجبور کردن رسانهها به حمایت از سیاستهایش مورد انتقاد قرار گرفت.
we must protect vulnerable individuals from being coercer into scams.
ما باید افراد آسیبپذیر را از مجبور شدن به فریبهای مالی حفظ کنیم.
coercer's tactics
روشهای تهدیدکار
being a coercer
بودن یک تهدیدکار
coercer appeared
ظهور تهدیدکار
coercer's role
نقش تهدیدکار
coercers involved
شرکت تهدیدکاران
coercer's methods
روشهای تهدیدکار
coercer left
تهدیدکار رفت
the company tried to coercer employees into accepting the new contract.
شرکت سعی کرد کارکنان را به پذیرفتن قرارداد جدید مجبور کند.
he refused to be a tool for anyone trying to coercer him.
او مخالفت کرد تا به ابزاری برای هر کسی که سعی دارد او را مجبور کند تبدیل شود.
the prosecutor accused the suspect of trying to coercer a witness.
پروکورور متهم را به سعی در مجبور کردن شاهد به این کار متهم کرد.
it's unethical to attempt to coercer someone into making a decision.
سعي در مجبور کردن کسی به اتخاذ تصمیم غیراخلاقی است.
the manager shouldn't coercer staff into working overtime regularly.
مدیر نباید کارکنان را به طور منظم به کار کردن ساعات اضافه مجبور کند.
she successfully resisted any attempts to coercer her into changing her vote.
او موفق شد تا هرگونه سعی در مجبور کردن او به تغییر رأی خود را مقاومت کند.
the police investigated allegations of officers coercer suspects during questioning.
پلیس به تحقیق درباره اتهاماتی که افسران در حین بازجویی متهمان را مجبور میکردند پرداخت.
don't let anyone coercer you into doing something you're uncomfortable with.
هر کسی را که سعی دارد شما را به انجام کاری که باعث ناراحتی شما میشود مجبور کند، نگذارید.
the judge warned against attempting to coercer the jury.
دیوان هشدار داد که سعی در مجبور کردن جریه را نکنید.
the politician was criticized for trying to coercer the media into supporting his policies.
سیاستمدار به دلیل سعی در مجبور کردن رسانهها به حمایت از سیاستهایش مورد انتقاد قرار گرفت.
we must protect vulnerable individuals from being coercer into scams.
ما باید افراد آسیبپذیر را از مجبور شدن به فریبهای مالی حفظ کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید